زمان‌های طلایی تبلیغات

چگونه زمان‌های طلایی تبلیغات را پیدا کنید؟ (در این زمان‌ها می‌توانید تبلیغات پرفروشی داشته باشید)

زمان‌های طلایی تبلیغات در هر کسب‌وکاری متفاوت است. اگر کسب‌وکار کوچکی دارید و بودجه تبلیغاتی شما زیاد نیست نمی‌توانید همیشه و مدام تبلیغ کنید. در این صورت بهتر است روی زمان‌های طلایی تبلیغات تمرکز کنید.  در ادامه شما را با تعدادی از زمان‌های طلایی فروش آشنا می‌کنم که به شما کمک می‌کند بیشترین بازدهی را از تبلیغات خود ببرید. شاید همه آنها در مورد محصول و یا کسب‌وکار شما کاربرد نداشته باشد این کاملاً‌ طبیعی است اما شما همین الان برای هر موردی که  با کار شما تناسب دارد برنامه‌ریزی کنید تا بزودی از نتیجه کارتان شگفت‌زده شوید.

1- قبل از رسیدن به فصل اوج خرید

یکی‌از بهترین زمان‌های تبلیغات ، زمان‌های اوج خرید است که در هر کسب‌وکاری متفاوت است. زمان اوج خرید فروشندگان پوشاک ایام نزدیک به عید نوروز است.بنابراین یک ماه قبل از رسیدن از رسید به اوج خرید و هم‌زمان با خرید محصول می‌تواند از زمان‌های طلایی فروشندگان پوشاک باشد. زمان اوج خرید فروشندگان لوازم التحریر اواخر شهریور ماه و اوایل مهر ماه است. زمان اوج خرید کسب‌وکار شما کی است؟ باید برای زمان‌های طلایی تبلیغات از قبل برنامه ریزی کنید تا بیشترین استفاده را از این فرصت‌ها بکنید؟

بازار لوازم التحریر

2 – در طول فصل اوج خرید

برخی مشاغل،زمان طلایی خرید در  طول فصل خرید ادامه دارد. یاید فصل خردی محصول خود بیابید. لوازم‌التحریر در ایام سال تحصیلی، فروشندگان ضدیخ اتومبیل در زمستان، برخی از شیرینی‌جات( خرما، زولبیا و بامیه و …) در ایام ماه مبارک رمضان. فصل اوج خرید شما چه زمانی است؟

3 – هنگام رکود

در زمان رکود تقاضای خرید محصول کم می‌شود. انبارها ظرفیت کالا ندارد و خطوط تولید متوقف می‌شوند و بیکاری افزایش می‌یابد. خرید مردم محدود به موارد ضروری می‌شود و کالاهای لوکس از سبد خرید حذف می‌شود. اکثر کسب‌وکارها در این زمان برای کاهش هزینه‌ی کل، بازاریابی و تبلیغات را کاهش می‌دهند زیرا گمان نمی‌کنندبتوانند تبلیغات پرفروش داشته باشند.

در این زمان ظاهراً‌ هزینه کردن برای تبلیغات کار عاقلانه‌ای نیست. اما همه تحقیقات نشان می‌دهد شرکت‌هایی که در زمان رکود هزینه تبلیغات خود را قطع نکرده‌‌اند و زیرکانه افزایش هم داده‌اند هم در دوران رکود و هم  بعد از این دوره وضیعت بهتری خیلی بهتری نسبت به رقبای خود دارند. شاید در این زمان مشتریان کم باشند اما دقت داشته باشید که رقبا هم کم شده‌اند. بنابر‌این یکی از زمان‌های طلایی تبلیغات برایتان فراهم شده اس. کافی است شما بیشتر خود را نشان دهید. برنده کسی است تلاشش را زمانی که دیگران ایستادند ادامه می‌دهد.

4 – وقتی مشتریان شما پول گیرشان می‌آید.

شناخت کامل مخاطبین خود یکی از مواردی‌است که می‌توانید بر اساس آن زمان‌های طلایی تبلیغات را پیدا کنی. اگر بازار هدف شما کارمندان دولت را شامل می‌شود.  تبلیغات شما باید به گونه‌ای باشد که مشتری را برای خرید‌هایش در اول ماه آماده کند. زیرا با دریافت حقوق در آخر ماه آمادگی خرید بهتری دارند. البته این حالت ممکن است موردی باشد و شما متوجه شده باشید مخاطب محصول‌تان موقعیت مالی خوبی پیدا کرده، بهترین کار اینست که به او پیشنهاد‌های خوب با محدودیت زمانی بدهید تا به خرید محصول شما راغب شود.

5 – وقتی اتفاقات مهم در زندگی مشتری رخ می‌دهد

اتفاقات مهمی مثل ازدواج، خرید‌خانه، سفر، تولد فرزند و …  مواردی هستند که مردم راحت‌تر حاضرند بابت حاشیه‌های آن پول خرج کنند. باید ببینید کسب‌وکار شما با کدام اتفاق زندگی مردم می‌تواند مرتبط باشد. از زمان‌های طلایی برای این دسته از مشتریان غافل نشوید و پیشنهاد‌های ردنشدنی خوبی آماده کنید.

6 – نمایشگاه‌ها

نمایشگاهها بهترین محل تجمع بازار هدف و ساختن یک تبلیغات پرفروش هستند. اگر می‌خواهید خیلی زود نتیجه تبلیغات‌تان به شما برگردد در اولین نمایشگاه مربوط به کسب‌وکارتان شرکت کنید. تنها ایرادی که در تبلیغات نمایشگاهی ممکن است برای‌تان مشکل ایجاد کند. حضور جدی رقبای شماست. راه حل ساده این مساله داشتن یک مزیت رقابتی خوب و پیشنهاد‌های زمان دار شما به مشتریان است. اگر مزیت رقابتی خاصی ندارید در نمایشگاهی شرکت کنید که رقبای شما حضور کمرنگ‌تری داشته باشند. تجربه چند ساله من در شرکت‌ها و کسب‌وکارهای مختلف نشان می‌دهد اکثر آنها مشتریانی که در نمایشگاه با آنها ارتباط گرفتند را پیگیری نمی‌کنند. شما جزء این دسته نباشید و حتما مشتریانتان را پیگیری کنید.

نمایشگاه

7 – وقتی مشتری محصول شما را می‌خرد

این مورد در هر فروش کاربرد دارد اما زمانی بیشترین کاربرد را دارد که شما محصول را برای مشتری ارسال می‌کنید. هیچگاه این زمان طلایی فروش را به راحتی از دست ندهید. اولویت محصولات تبلیغی شما باید محصولات مرتبط با همان محصولی باشد که ارسال شده. به عنون مثال اگر یک کتاب ارسال می‌کنید می‌توانید لیستی از پرفروشترین کتابها یا آموزش‌های صوتی و تصویری مرتبط با موضوع را نیز همراه کتاب ارسال کنید.

8 – وقتی رقبای شمامحصولی برای رقابت ندارند

در این زمان شانس دیده شدن شما با کمترین هزینه خیلی زیاد است. در حالت طبیعی‌ آگهی تبلیغاتی شما باید با کلی آگهی رنگارنگ از کالاهای مشابه رقابت می‌کرد. فعلاً با این قسمت  از رقبا مواجه نیستید و بهتر می‌توانید دیده شوید. کافی‌است به مخاطبین خود بگویید ما هستیم. اگر به خوبی خود را نشان دهید و بازار هدف درستی را انتخاب کرده باشید خیلی زود به نتیجه می‌رسید.

9 – وقتی شرایط اجتماعی یا محیطی نیازی را ایجاد می‌کند

شرایط اجتماعی و محیطی همیشه قابل پیش‌بینی نیستند  اما اگر برای تبلیغات در این زمانها برنامه داشته باشید می‌توانید یک تبلیغات پر فروش ایجاد کنید. کافی است کمی حواستان جمع باشد تا زودتر از دیگران این شرایط را پیش‌بینی کنید. زمان‌های مثل ایام انتخابات ، ایام حج ، برگزاری یک مسابقه بزرگ در شهر شما، برگزاری جشنواره‌های فیلم یا هرمورد مشابه و شرایط محیطی مانند بارش سنگین برف، آلودگی هوا و …

 

از شما ممنون میشم نظر خودتان را درباره این مقاله  در چند جمله بنویسید.

مایکل گربر

شش قانون مایکل‌ گربر برای رشد 10،000 برابری کسب‌وکار ( کسب‌وکارتان را تکثیر کنید )

مایکل گربر ، مربی و مشاور بی‌نظیر در زمینهٔ توسعه تجارت و کسب‌وکار ایده‌‌هایی جدیدی را از دنیای کسب‌وکار کشف کرد. سیستم‌سازی در کسب‌وکارهای کوچک ‌حاصل عقاید او درکسب‌وکار است. او عقیده دارد کسب‌وکار شما زندگی شما نیست. این دو باید از هم جدا باشد و هر کدام قوانین خاص خودش را داشته باشد از نظر مایکل گربر کسب‌وکار ایده‌آل کسب‌وکاری است که توانایی تکثیر آن به راحتی وجود داشته باشد.
او در این باره می‌گوید: «یک کسب‌وکار می‌بایست توان گسترش تا ده هزار برابر را داشته باشد. منظور، رشد مساحتی نیست، بلکه رشد در نوع کاری است که کسب‌وکار شما آنرا انجام می‌دهد.» مسلماً عدد ده هزار برابر یک استعاره برای روشن شدن موضوع است و او این ایده را در کتاب “ده اصل موفق‌ترین کسب‌وکار کوچک در جهان مطرح کرد.”

10000 برابری کار

ایده ده هزار برابری مایکل گربر

تصور کنید می‌خواهید به ده هزار نفر مجوز احداث نمایندگی شرکت‌تان را بدهید. آیا کسب‌وکار فعلی شما این ویژه‌گی را دارد که به راحتی از روی آن یک نمونه در گوشه دیگر شهر یا یک شهر دیگر ساخته شود!؟
به نظر شما اگر قرار باشد کسب‌وکار تان تکثیر پذیر باشد باید چه کارهایی انجام داد. مسلم است که در این رهگذر بایستی قوانینی را حتماً رعایت کنید تا به نتیجه مطلوب برسید. مایکل گربر این قوانین را به شما می‌گوید.

قوانین شش گانه برای تحقق ایده ده هزار برابری

قانون اول: ارزش آفرینی کنید

برای این کار از خودتان بپرسید چرا باید مشتری از من خرید کند؟ و مشتری بعد از خرید از مغازه من چه می‌گوید؟ ارزش در همان هدیه غیر‌منتظره‌‌ای است که از سوی یک کسب‌وکار برای مشتری ارسال می‌شود. ارزش ممکن است همان آفرین یا عبارت خوشایندی است که به یک کارمند تازه استخدام شده یا یک فروشنده باتجربه گفته می‌شود. ارزش می‌تواند قیمت منطقی و مناسب محصولتان باشد.

قانون دوم: سیستمی بسازید که بتواند کارمندان را با کمترین مهارت ممکن در جایگاه خود به کار گیرد.
عمل ثبت باعث نظم و انضباط در کارها می‌شودو به کارمندان می‌گویدکه در دنیای کسب‌وکار منطق وجود دارد و نتایج با کمک فناوری حاصل می‌شود. درحین انجام کار تمام مراحل وجزئیات کار را درون دفترچه‌ای به نام دفترچه راهنمای طرز کار بنویسید تا در آینده بتوانید از آن به عنوان راهنمای عملیاتی شرکت‌تان استفاده کنید.

قانون دوم: سیستمی بسازید که بتواند کارمندان را با کمترین مهارت ممکن در جایگاه خود به کار گیرد.

تمرکز بر روی سیستم‌سازی کسب‌وکار و بهبود سیستم به گونه‌‌ای باشد که افرادی با کمترین تخصص بتوانند در مجموعه شما کار کنند.هر چند خیلی‌ها تصور می‌کنند داشتن کارمندان عادی کار شما را دشوارتر می‌کند اما در واقع این چنین نیست . این طرز تفکر باعث می‌شود کسب وکارتان وابسته به خلق‌وخوی کارکنان‌تان شود. اگر آنها حال و حوصله انجام کار را داشته باشند کار صورت می‌گیرد در غیراینصورت کار پیش نمی‌رود. و همیشه این سوال وجود دارد که چگونه می‌توان کارمندان را ترغیب به کار کرد . یا چگونه می‌توان انگیزه آنها را به کار حفظ کرد؟

ترجیح می‌دهند روی افراد متخصص حساب باز کنند اما سیستم‌سازی این راقبول ندارد. وقتی روی کارمندان با تخصص بالا حساب باز می‌کنید شرکت و یا کسب‌وکار شما با مشکلات زیر باید دست و پنجه نرم کن.

کار بدون شما

قانون سوم: سیستم خود را به مدلی از نظم بدون خطا تبدیل کنید.

اگر کسب‌وکارتان منظم باشد مشتریان متوجه می‌شوند که کارمندان شما بر کارشان مسلط هستند و کارمندان‌‌تان نیز متوجه می‌شوند که شما نیز برکارتان تسلط دارید. کسب‌وکاری که سازمان یافته است به شما می‌گوید اگر چه جهان مشوش و آشفته است اما بازهم می‌‌توان کارکرد و نتایج خوبی بدست آورد.

 

قانون چهارم: داشتن دستورالعمل‌های لازم برای کارمندان را مکتوب کنید.

عمل ثبت باعث نظم و انضباط در کارها می‌شودو به کارمندان می‌گویدکه در دنیای کسب‌وکار منطق وجود دارد و نتایج با کمک فناوری حاصل می‌شود. درحین انجام کار تمام مراحل وجزئیات کار را درون دفترچه‌ای به نام دفترچه راهنمای طرز کار  بنویسید تا در آینده بتوانید از آن به عنوان راهنمای عملیاتی شرکت‌تان استفاده کنید.

قانون پنجم: محصول و خدمات یکسان ویکنواخت به مشتری ارائه کنید

فقط منظم به نظر رسیدن یک کسب‌وکار برای موفقیتش کافی نیست بلکه باید منظم هم عمل کند، یعنی باید کارها را با روشی یکنواخت و قابل پیش‌بین انجام دهد. این مورد را با یک تجربه شخصی از آرایشگاه برایتان توضیح می‌دهم .
چند وقت پیش وارد آرایشگاهی شدم که تا به حال آنجا نرفته بودم. خوشبختانه آرایشگر ماهر بود. قبل از اینکه که کارش را شروع کند اصرار کرد که موهایم را بشوید. درحین آرایش یک از دستیارانش چند فنجان قهوه برایم آورد و در کل تجربه خوشایندی بود. بنابراین وقت گرفتم تا دوباره برای کوتاه کردن موهایم همانجا بروم.
بار دوم که به آنجا رفتم همه چیز تغییر کرده بود. به جای آنکه از قیچی مخصوصش استفاده کند نیمی از موهایم را با ماشین برقی کوتاه کرد. نه مو‌هایم را شست و نه پیشنهاد داد. دستیارش هم فقط یک فنجان قهود آورد.
چند هفته بعد برای بار سوم به آنجا رفتم. بعد از اینکه موهایم را کوتاه کرد بدون آنکه از من چیزی بپرسد مو‌هایم را شست و بر خلاف دو بار قبل کسی برایم قهوه نیاورد.
وقتی از آرایشگاه بیرون آمدم ندایی در قلبم ‌می‌گفت دیگر آنجا نروم. نه به خاطر اینکه موهایم را خوب کوتاه نکرده بود، بلکه به خاطر آنکه هر بار با تجربه جدیدی روبرو می‌شدم. او خودش نمی‌دانست با این طرز برخورد ممکن است چه تاثیر بدی در من بوجود آورد.
آنچه شما همیشه و به طور ثابت انجام می‌دهید، حتی از آن عملی که درمدل اولیه کسب وکارتان انجام می‌دهیدمهم تر است.

محصول

قانون ششم: لباس‌های متحدالشکل برای کارمندان تهیه کنید و استاندارد های مشخصی برای طراحی فروشگاه‌ها و دفاتر در نظر بگیرید.

چه باور داشته باشید وچه نداشته باشید رنگها و اشکال مدل شما می‌تواند باعث رونق یا رکود کسب‌وکارتان شود. چیزهایی که در ظاهر زیاد مهم نیست. چیزهایی که در ظاهر زیاد مهم به نظر نمیرسد ممکن است از نظر احساسی بار معنایی زیادی داشته باشد تصاویر و رنگ‌ها اغلب عامل‌های محرک مهم هستند.
به جای آنکه کسب‌وکار خود را انجام دهید آن‌را بسازید برای این‌کار سوالات زیر را از خود بپرسید:
چگونه می‌توانم بدون اینکه در آنجا حضور داشته باشم کسب‌وکارم را به جریان بندازم؟
چکونه می‌توان بدون دخالت در کار کارمندانم باعث شوم درست کار کنند؟
چگونه می‌توان کسب‌وکارم را سیستماتیک کنم؟
چگونه‌می‌توان همزمان هم صاحب کسب وکارم باشم هم به اندازه کافی آزاد باشم؟

از شما ممنون میشم نظر خودتان را درباره این مقاله  در چند جمله بنویسید.

تبلیغات در نمایشگاه

آنچه باید از تبلیغات در نمایشگاه بدانید(از حضورتان در نمایشگاه بیشتر استفاده کنید)

اولین کاری‌که باید برای تبلیغات در نمایشگاه انجام دهید جلب توجه  است . محصول و خدمات شما هر چه باشد تا توجه شما مخاطب به غرفه شما جلب نشود دیده نخواهید شد. مهمترین سوالی که بعد از تصمیم برای شرکت درنمایشگاه باید به آن جواب دهید اینست که چه کاری انجام دهم تا مخاطب به غرفه من توجه کند؟ تبلیغات جواب کلی این سوال است اما چگونه ؟

این مقاله کمک می‌کند راحت‌تر به جواب سوال خود برسید.

1 – رنگ سازمانی خود را مشخص کنید؟

رنگ سازمانی شما اولین وجه تمایزی است که به سادگی شما را از رقبای‌تان متمایز می‌کند. اگر این کار را تاکنون انجام نداده‌اید بهترین کار اینست که رنگ سازمانی خود را مشخص کنید. این رنگ باید ارتباط مستقیم با صنعت و مخاطبین محصول و یا خدمات شما باشد. مثلا رنگ قرمز نشان انرژی و هیجان و فوریت است از این رنگ در برندهای مواد غذایی به خوبی می‌توان استفاده کرد.  رنگ آبی نشان آرامش و اطمینان و امنیت است و برندهای بزرگ زیادی از این رنگ استفاده می‌کنند.

آمارها نشان می‌دهد استفاده رنگ آبی دربرند‌های مواد غذایی نتیجه  خوبی نداشته است. بنابراین انتخاب یک رنگ بی تناسب ممکن است نتیجه‌ای جز هدر دادن هزینه برایتان نداشته باشد. برای تبلیغات در نمایشگاه کمی زمان بگذارید و به صورت تخصصی در رابطه با روانشناسی رنگها به صورت تخصصی مطالعه داشته باشید.

نکات مهم در استفاده از رنگ‌ها در نمایشگاه
  • دقت داشته باشید از رنگ سازمانی شما از دو رنگ بیشتر نباشد البته می‌توانید در کنار دو رنگ اصلی از رنگ‌های خنثی مثل طوسی و سفید و سیاه تا حدودی استفاده کرد.
  •  اگر غرفه‌های کناری شما با رنگ سازمانی شما غرفه آرایی شده باشند احتمالا دیده نخواهید شد. استراتژی شما چیست؟ در اینگونه موارد باید بفکر آیتم‌های دیگر باشید.
  •  رنگ سازمانی را در سایر موارد از جمله کاتالوگ‌ها، بروشورها، کارت ویزیت ها و برچسب‌های دیگر نیز رعایت نمایید.

2 – شعار سازمانی خود را مشخص کنید؟

لوگوی شما ارتباط بصری شما با مخاطب است برای دیده شدن. عموما با لگوی خود به مخاطب می‌گویید ” من را ببین ” و با شعار می‌گویید ” تو را می‌بینم ”  اگر شعار سازمانی مناسبی ندارید حتما در این رابطه اقدام کنید.شعار تبلیغاتی مناسب ویژگی‌هایی دارد که باید به دقت بررسی شود و یا از صاحب‌نظران این رشته مشاوره دریافت کنید. اما به طور اختصار می‌توان به موارد زیر را نام برد.

  • بر اهداف سازمانی تاکید کند.
  • کوتاه باشد.
  • با محصول و مزیت رقابتی ارتباط داشته باشد.
  • تحریک آمیز باشد.
  • حس خوب به مخاطب القاء کند.
  • منافع مشتری در آن لحاظ شده باشد.

شعاری با ویژگی‌های بالا اگر در معرض دید مخاطب قرار گیرد به راحتی می‌تواند برای تبلیغات در نمایشگاه  توجه  مخاطب را به خود جلب کند.

3 – تبلیغات چاپی مناسبی تهیه کنید.

اکثر شرکت‌ها به جای استفاده از این موقعیت عالی با تقلید از سبک تبلیغات برندسازی این فرصت خوب را می‌سوزانند و به جای تبلیغات مستقیم  فقط اطلاع رسانی می‌کنند.

این کار باعث می‌شود تمام هزینه تبلیغاتی خود را عملا دور بریزند. مهم‌ترین کاری که هر تبلیغ، از جمله تبلیغات چاپی باید انجام دهد دعوت به اقدام است. یعنی اینکه از مخاطب خود بخواهد با شما تماس بگیرد، ایمیلش را به شما بدهد، یک ثبت نام در سایت انجام دهد و یا خریدی را از شما صورت دهد . بنابر این اگر بعد از توزیع بروشور‌ها، کاتالوگ‌ها و …. هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد احتمالا تبلیغات سودمندی نداشته‌ید.

تبلیغات چاپی خود را بر اساس تبلیغات مستقیم طراحی کنید تا بهترین استفاده را از فرصت نمایشگاه ببرید. تبلیغ مستقیم یعنی دعوت به اقدام برای کاری در نهایت در زمان مورد نظر شما منجر به خرید.

4 – هدایای تبلیغاتی و فرصت خوب نمایشگاه

موضوع هدایای تبلیغاتی نمایشگاهی کمی متفاوت‌تر از موارد دیگر است و از هیچ قانون خاصی پیروی نمی‌کند. علت آن اینست که آیتم های زیادی در آن می‌تواند اثر گذار باشد.

موارد زیر می‌تواند در هدایای تبلیغاتی موثر باشند

موقعیت مالی کسب‌ و کار

موقعیت اجتماعی کسب وکار

نوع کسب وکار

مخاطبین کسب وکار( سواد ، علایق ، سن وسال، جنسیت و ….. )

میزان بازدیدکنندگان

اما شاید بتوان به طور خلاصه سه ویژه‌گی زیر را فصل اشتراک یک هدیه تبلیغاتی خوب در نظر گرفت تا با این الگو به انتخاب بهتری برسید.

متناسب با برند و کسب‌وکارتان باشد.

  • برای مخاطب شما کاربردی باشد
  • ماندگاری زمانی داشته باشد
  • سایر بازدیدکنندگان با دیدن آن سراغ شما را بگیرند.

موقعیت عالی کسب و کار شما به جهت مالی سبب ایجاد هدیه خوب نمی‌شود بلکه خلاقیت در خلق یک هدیه تبلیغاتی حرف اول را می‌زند. این خلاقیت می‌تواند در تهیه محصول و یا در روش ارایه آن باشد.

5 – خلاقیت در روش ارائه هدایای تبلیغاتی

می‌توانید هدایای خاصی را معرض دید بگذارید و با اجرای مسابقه به برندگان مسابقه جایزه دهید. البته با این تکنیک می‌توانید اطلاعات مخاطبین خود را بدست آورید.

می‌توانید هدایای دوقسمتی داشته باشید یک قسمت را قبل نمایشگاه برای مخاطبین‌تان ارسال کنید و دعوت کنید قسمت تکمیلی را در نمایشگاه دریافت کنند. یک شرکت تولید کفش با ارسال یک لنگ صندل برای مخاطبین خود این کار را کرده بود.

این دو ایده صرفاً برای مثال بود و ممکن است هیچ تناسبی با کسب وکار شما نداشته باشد اما خلاقیت با همه کسب‌وکارها همیشه در ارتباط است.

اشتباهات رایج  در هدایای تبلیغاتی

  • مشابهت با هدایای همکاران دیگر در نمایشگاه

دقت کنید و قتی هزینه زیادی صرف تبلیغات می‌کنید ممکن است یک مشابهت باعث شود همه هزینه شما به باد رود و یا به نفع رقیب‌تان تمام شود!

  • ارایه هدیه در ازای هیچ

در قبال هدیه تبلیغاتی شماره تماس، ایمیل و سایر راه های ارتباطی مخاطب خود را دریافت کنید. برای این کار باید برنامه داشته باشید.

  • در نظر گرفت یک هدیه برای همه مخاطبین

مخاطبین شما از گروه‌های مختلف هستند و میزان ارزش آنها در کسب و کارتان هم تفاوت خواهدی بود . بنابر این می‌توانید متناسب با نوع مخاطبین در دو یا سه گروه هدایای مختلفی داشته باشید.

از شما ممنون میشم نظر خودتان را درباره این مقاله  در چند جمله بنویسید.

 

 

 

 

جذب مشتری

جذب مشتری با روش تست مامان ( بازار هدف را بخش‌بندی کنید بعد جذب کنید )

جذب مشتری بدون بخش‌بندی بازار فقط هزینه‌های بازاریابی شما را بر باد می‌دهد. شاید بهتر باشد به جای واژه جذب مشتری از واژه انتخاب مشتری استفاده کنیم. فصل هفتم کتاب تست مامان به بخش‌بندی مشتریان می‌پردازد و کمک می‌کند مخاطب با طرح سوالات درست اول مشتری را بشناسد، بخش‌بندی‌ کند و سپس به جذب‌ آن اقدام کند. در ادامه این مقاله به قسمت مهمی از این فصل که به جذب مشتری کمک می‌کند می‌پردازیم.

انتخاب مشتری

گفته می شود که استارت آپ‌ها از گرسنگی نمی‌میرند بلکه بین تعداد زیاد انتخاب‌ها، مشتری‌های خوب با ایده‌های متفاوت غرق می‌شوند. به خاطر زیاد بودن همه این موارد دست پاچه می‌شوید و نمی‌توانید کارهای بزرگی انجام دهید.

یکی از راه‌هایی که مانع از غرق شدن شما می‌شود و پیشرفت کارتان را سرعت می بخشد، بخش‌بندی خوب مشتری‌ها قبل از هر اقدامی برای جذب می باشد.

بخش‌بندی مشتریان

وقتی به موفقیت های بزرگ نگاه می‌کنیم، به نظر می‌رسد که آنها به تمام جهان خدمت کرده اند. گوگل این اجازه را به کاربران می‌دهد تا هر چیزی که می‌خواهند را پیدا کنند.

پی پال کمک می کند تا هر مقدار پول که می‌خواهند به هر کسی ارسال کنند. اورنوت، نسخه پشتیبان نوشته هر کسی را تهیه می‌کند.

اما آنها کارشان را به این صورت شروع نکردند. اگر بخواهید به صورت کاملا کلی کار را شروع کنید، همه چیز را از بین برده‌اید. پیام بازاریابی شما به صورت کاملا کلی و عمومی خواهد بود.

برنامه‌ای که طراحی کرده‌اید، به درد هیچ کس نمی‌خورد. گوگل به دانشجویان دکتری کمک می کند تا بیت‌های مبهم کد را پیدا کنند.

ایبای به کلکسیون دارها کمک می کند تا اشیای مورد نظرشان را راحت خریداری کرده و به فروش برسانند.

اورنوت به مادرها کمک می‌کند تا دستور پخت غذا را ذخیره کرده و به اشتراک بگذارند. .

هنگامی که نمی‌دانید مشتری‌های شما چه کسانی هستند، مجبور هستید با انواع مختلف مردم صحبت کنید، و به خاطر متفاوت بودن افراد، با داده های مختلف و سه مشکل اساسی روبرو می شوید:

  • شما بین گزینه‌های مختلف غرق می‌شوید و نمی‌دانید کارتان را از کجاشروع کنید.
  • شما به سمت جلو پیشرفتی ندارید و مشکل کارتان را تشخیص نمی‌دهید.
  • بازخوردهای مختلف باور نکردنی را دریافت می‌کنید و نمی‌توانید آن را کنارهم قرار دهید.

جذب مشتری 2

انتخاب کنید بچه‌ها یا بدن سازها ؟

یک بار با خانمی صحبت می کردم که ادویه پودری بسیار عالی تولید کرده بود. این ادویه (مثل قند قهوه‌ای دارچین) شیرین بود، اما تمام خاصیت‌های یک مولتی ویتامین را داشت.در واقع، این غذای فوق العاده عالی و کامل بود و شما می‌توانستید تمام نیازهای بدنتان را با خوردن همان پودر تامین کنید.

او گفت که این پودر، فوائد بی‌شماری دارد، می‌توانید آن را روی صبحانه خود بپاشید یا آن را با پروتئین اختصاصی  خودتان مخلوط کنید. مادران می‌توانستند بچه های خودشان را برای تغذیه سالم با این پودر گول بزنند. رستوران ها می‌توانند به عنوان جایگزین شکر، روی میز خود بگذارند. با این همه، آن خانم کلافه بود برای اینکه بدن‌سازان یک چیز را می‌خواستند، رستورانها چیز دیگری می‌خواستند، و مادران چیز دیگر نیاز داشتند. برآورده کردن خواسته یکی از آنها، باعث ناامیدی بقیه می‌شد. بلاتکلیف مانده بود و نمی دانست چگونه کارش را شروع کند.

بخش‌بندی مشتری اولین کار در جذب ‌مشتری

اگر یک محصول و کاربران متفاوت داشته باشید، می‌توانید با روش خوب بخش بندی بررسی کنید برای جذب ‌مشتری چه کار انجام دهید. ببینید که چه کسی طرفدار این محصول هست و بر روی آن گروه تمرکز کنید. روش دیگر این است که بهترین حدس را بزنید. در هر دو مورد آنقدر این بخش بندی و حدس را ادامه دهید تا متوجه شوید که مشتری اصلی شما کیست و ویژگی‌های خاص و مورد علاقه آن گروه را تولید کنید.

شما برای مکالمات خود نسبت به کل کارتان بیشتر نیازمند تقسیم بندی ویژه و خاص هستید. بیرون رفتن و صحبت با مردم فقط اتلاف وقت است. اگر با ۵ نفر صحبت کنید که هر کدام ایده‌ها و اهداف متفاوت داشته باشند، با اطلاعات متفاوتی مواجه خواهید شد که هیچ‌کدام اعتماد به نفس لازم برای ادامه و پیشرفت کار را در شما ایجاد نخواهد کرد. .

این بخش بندی به گروه‌های کوچکتر و خاص‌تر، قسمت بندی مشتری نامیده می شود. شما بخش بندی می‌کنید و آن را آنقدر به زیر مجموعه‌های کوچکتر تقسیم می‌کنید تا کاملا بفهمید که باید با چه کسی صحبت کنید و کجا او را پیدا کنید. با بخش بندی بزرگ تر شروع کرده و این سوالات را پرسید:

  1. در این گروه، کدام تیپ از این افراد بیشتر از بقیه طرفدار محصول شماست؟
  2. آیا تمام افراد این گروه محصول شما را خریداری و استفاده کردند یا فقط برخی از آنها این کار را انجام داده‌اند؟
  3. چرا آنها طرفدار این محصول هستند؟ (به عنوان مثال مشکل یا هدف آنها چیست؟)
  4. آیا همه افراد این گروه انگیزه خرید این محصول را دارند یا فقط برخی از آنها مشتاق هستند؟
  5. آیا انگیزه‌های دیگری هم وجود دارد؟
  6. کدام تیپ دیگری از افراد این انگیزه‌ها را دارند؟

در حال حاضر با توجه به این سوالات دو گروه مشتری داریم:

گروه اول مجموعه‌ای از افراد بر اساس ویژگی‌های جمعیتی کاملا خاص

گروه دوم افرادی با مجموعه ای از انگیزه‌ها می باشند. وقتی به آنها نگاه می‌کنیم، بعضی از آنها نسبت به بقیه کلی‌تر هستند. دوباره سراغ آن گروه کلی رفته و قسمت بندی را ادامه دهید. سوالات بالا را مجددا تکرار کنید. در این زیر مجموعه چه کسی بیشتر از بقیه مشتاق‌تر است؟ بعد نگاهی به رفتار گروه‌هایمان انداخته و می‌فهمیم که کجا باید دنبال آنها بگردیم.

…..

حالا که مشخص شد مشتری ما  چه کسانی هستند و کجا می‌توانیم آنها را پیدا کنیم می‌توانیم بر اساس آیتم‌های زیر تصمیم به جذب مشتری بگیریم و مشخص کنیم با کدام گروه کار را شروع کنیم.:

  • سود آور بودن
  • در دسترس بودن
  • مشتری که خودتان بیشتر از بقیه از آن خوشتان آمده است.

از شما ممنون میشم نظر خودتان را درباره این مقاله  در چند جمله بنویسید.

آیین و قواعد رزم

آیین و قواعد رزم

نام کتاب: آیین و قواعد رزم ( هنر جنگ )
نویسنده:
سون تزو
مترجم:
محمد هادی موذن جامی
انتشارات:
نشر مهر
تعداد صفحات کتاب
184
موضوع: کسب وکار-
استراتژی

کتاب آیین و قواعد رزم

کتاب آیین و قواعد رزم یا  هنر جنگ از جمله کتابهایی است که در ظاهر نام آن با فضای کسب‌وکار  به هماهنگی ندارد. اما یکی از بهترین کتاب‌هایی است که هر مدیر باید آن را بخواند. بی‌جهت نیست که به عنوان یک کتاب مرجع در ادبیات مدیریت مطرح است و سالها همه مدرسان و مربیان این حوزه به آن استناد می‌کنند. نویسنده این کتاب سان تزو  فرمانده‌ای چینی است که ظاهرا دو تا سه هزار سال پیش می‌زیسته، حاصل تجربیات خود را در این کتاب جمع آوری کرده است.

کتاب آیین و قواعد رزم با ترجمه‌ها و نام‌های متفاوتی از جمله هنر جنگ، هنر جنگ‌آوری و هنر رزم نیز منتشر شده و مورد توجه افراد صاحب نام زیادی از جمله بیل گیتس قرار گرفته. در ادامه این مقاله ما از عنوان هنر جنگ برای نام کتاب استفاده می‌کنیم.

بیل گیتس جزء اولین افرادی بود که کتاب هنر جنگ را خواند و در تجارت به اندیشه‌های سان تزو توجه جدی پیدا کرد. او به نقل از سان تزو در کتاب کسب و کار بر بال اندیشه می‌نویسد  : به طرحها و استراتژیهای دشمن حمله کنید نه به خود دشمن.

کتاب هنر جنگ به درد چه کسانی می‌خورد؟

همه مدیران بویژه مدیران کسب‌وکار ، علاقمندان مباحث نظامی، مدرسان درس استراتژی و همه علاقمندان این موضوع فرصت خواندن این کتاب را از دست ندهند.

این کتاب یک کتاب نظامی است یا یک کتاب کسب‌وکار

واقعیت اینست که سان‌تزو یک فرمانده قدر نظامی بود. او خودش هم شاید گمان نمی‌برد روزی تجربه‌های جنگی او در بازار کسب‌وکار کاربرد پیدا می‌کند. هنرجنگ یک کتاب کسب‌وکاری است اما انتظار نداشته باشید با کتاب مثل کتاب ‌های برایان تریسی و یا مشابه آن روبرو شوید. کتاب ایده‌ها و استراتژی‌های جنگ را بیان می‌کند. و از آنجا که  کسب‌وکار مانند جنگی است بر سر تصاحب ذهن مشتری، ایده‌های این کتاب خیلی عالی می توانند در طراحی یک استراتژی کسب‌وکار خوب الهام بخش باشد.

کتاب هنر جنگ در 13 فصل به مهم‌ترین  استراتژی‌های جنگی می‌پردازد که در زیر نام برخی از فصل‌ها همراه نکات برگریده آن فصل را خواهید خواند.

فصل اول : محاسبه و طرح نقشه

راه و رسم رزم آوری ، فریب و اغفال است . به همین دلیل هنگام توانایی ، تظاهر به ناتوانی کنید . هنگام فعالیت ، تظاهر به عدم فعالیت کنید . هنگام نزدیک بودن ، وانمود کنید که دور هستید ، هنگام دوری ، تظاهر کنید که نزدیکید .

محاسبات فراوان ، پیروزی می آورد و محاسبات کم ، شکست را در پی دارد . جراکه وضعیت هایی بدون محاسبه باقی می ماند !

فصل دوم: برپا کردن جنگ

فراهم کردن ارتشی صدهزار نفره با همه امکانات و تدارکات و مهمانان و … برای طی مسافتی دوردست ، روزانه هزار سکه طلا هزینه دارد . باید دانست که جنگ به شرط پیروزی ارزش دارد . اما اگر زمان دستیابی به آن بیش از اندازه گردد ، سلاح ها کند و افراد دلسرد می شوند و هنگام حمله به شهر ، قدرت ندارند یا پذیرای شکست خواهند شد . طولانی شدن درگیری برای کشور سودی ندارد.

فصل سوم: طرح و تدبیر حمله

شناخت دشمن و شناخت خود ، موجب رستن از خطر در همه جنگ هاست .

شناخت خود و نشناختن دشمن ، با یک پیروزی و یک شکست همراه است .

نشناختن دشمن و خود ، به شکست در هر جنگی می انجامد .

فصل ششم : نقاط ضعف و قوت

میدان نبرد شما نباید معلوم باشد . معلوم نبودن نقطه شروع نبرد ، موجب آمادگی دشمن در همه جا خواهد شد . بنابراین جنگ را آنجا که نیروهای دشمن اندک اند به راه بیاندازید.

حدکمال آرایش یک لشکر ، رسیدن به بی آرایشی است . در این هنگام ، جاسوسان توان کشف طرح ها و نقشه های شما را ندارند.

آرایش نظامی همچون آب است . شکل آب به گونه ایست که از بلندی گریزان و به سوی پستی و گودی شتابان است.

آرایش نظامی نیز چنین است ، از قوت های دشمن می گریزد و بر نقاط ضعف می تازد .

فصل هفتم : اقدامات نظامی

دشمنی که وانمود به گریز می کند تعقیب نکنید ، سربازان برگزیده را مورد تک قرار ندهید . فریب طعمه دشمن را نخورید . از عقب ، راه را بر دشمنی که قصد بازگشت به خانه دارد ، نبندید ، هنگامی که دشمن را محاصره کردید ، گریزگاهی برای او باز بگذارید . دشمنی که کناره گیری کرده است، تحت فشار قرار ندهید . دشمن بی پول و عریان را در فشار نگذارید . این است قاعده نظامی گری.

فصل دهم : عوارض و اشکال زمین

  1. اگر سربازان قوی و افسران ضعیف باشند ، نتیجه آن نافرمانی است.
  2. اگر افسران قوی و سربازان ضعیف باشند ، نتیجه آن وخامت اوضاع است.
  3. اگر افسران عصبانی باشند ، در برابر دشمن نیز با خشم می جنگند و فرمانده از توانایی های آنها آگاه نمی شود که نتیجه آن متلاشی شدن است.
  4. اگر فرمانده ضعیف و فاقد جدیت باشد و دستورالعمل های او شفافیت نداشته باشد ، افسران و سربازان نیز بی ثبات می شوند.
  5. اگر فرمانده نتواند وضعیت دشمن را محاسبه و ارزیابی کند و تعداد کمتری را در برابر تعداد بیشتری بکار بگیرد ، یا جلوداران خوبی انتخاب نکرده باشد ، نتیجه اش هزیمت و عقب نشینی خواهد بود.
  6. فصل سیزدهم : استفاده از جاسوسان

چیزی که فرمانروایان روشن ضمیر و فرماندهان خوب و شایسته را برای غلبه بر دشمن و کسب موفقیت توانا میکند ، داشتن آگاهی قبلی است . و این آگاهی باید از افرادی به دست آید که از وضعیت دشمن آگاهند.

پنج دسته جاسوس:

  1. جاسوسان محلی : از اتباع کشور دشمن
  2. جاسوسان داخلی : از کارکنان حکومتی دشمن
  3. جاسوسان دو جانبه : جاسوسان دشمن
  4. جاسوسان مردنی : جاسوسان اغفال شده ای که در کشور بیگانه کار می کنند و به آنها اطلاعات اشتباه می دهیم تا به دشمن بدهد.
  5. جاسوسان ماندنی و آمدنی : جاسوسانی که به سرزمین دشمن فرستاده می شوند و با گزارش بر می گردند.

هیچ کاری به اندازه جاسوسی سخت نیست . جایی وجود ندارد که نتوان جاسوس ها را در آنها بکار گرفت.

تایید اجتماعی ، خطای دوست داشتنی کسب‌وکارها (دومین خطای شناختی)

تایید اجتماعی یکی از معروفترین خطاهای شناختی است.  ضرب المثل معروف  ” خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ” ریشه این خطای شناختی را در فرهنگ ما نشان می‌دهد. این خطای شناختی، نام‌های دیگری مثل ” اثر اجتماع ” یا ” رفتار گله‌ای” نیز دارد. هر چند خطای تایید اجتماعی الزاماً‌ مضر نیست و همه با آن سروکار داشته‌ایم، اما ممکن است موارد ناخوشایند آن را نیز تجربه کرده باشیم.

هنگامی که در یک ایستگاه ناآشنا از متر و پیاده می شویم معمولا همراه انبوه جمعیت به سمت در خروجی حرکت می‌‌کنیم و به تابلوهای راهنما توجه‌ای زیادی نداریم! به نوعی تحت تاثیر خطای تایید اجتماعی تصمیم‌گیری کرده‌ایم.

هنگامی که در یک مجلس همه حضار به احترام ورود کسی از جا بلند می‌شوند ما نیز همراه جمعیت از جایمان بلند می‌شویم، بدون آنکه بدانیم  آن شخص کیست. بازهم تایید اجتماعی است که ما را از جایمان بلند کرده.

زمانی که در انتخاب لباس ترجیح می‌دهیم رنگ و یا مدل  لباسمان هم رنگ و مدل لباسهایی باشد که اکثر مردم از آن استفاده می‌کنند.

وقتی که برای غذا خوردن رستوران شلوغ‌تر را نسبت به رستورانی که هیچ مشتری در آن نیست انتخاب می‌کنیم.

تایید اجتماعی در غربت

وزمانی که ترجیح می‌دهیم کودک‌مان غذایش را با هم سن و سالان خود بخورد  ( چون کودکان این گونه راحت‌تر غذا می‌خورند) به نوعی آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تاثیرِ قدرت تایید اجتماعی عمل کرده‌ایم.

شاید موارد بالا اثر چندانی در زندگی ما نداشته باشد اما در واقع این مساله آنقدر دارای اهمیت است که در سالهای اخیر رشته‌ای به نام ” اقتصاد رفتاری” را به علم اقتصاد افزوده است.

اقتصاد رفتاری بیانگر این واقعیت است که بین دو علم اقتصاد و علم روانشناسی ارتباطی مهمی وجود دارد و همه چیز دقیقاً آنگونه که علم اقتصاد بر روی کاغذ پیاده می‌کند پیش نمی‌رود.

رشد حبابی سهام بورس، اختلاف قیمت سکه بهار آزادی طرح قدیم و جدید با توجه به اینکه هیچ اختلاف منطقی خاصی وجود ندارد. و… نمونه‌های این رفتارهای عجیب گروهی هستند.

ریشه این خطا کجاست؟

این خطای شناختی ریشه در مغز قدیم دارد. مغز قدیم همان قسمت از مغز است که درحیوانات هم فعال است. یکی از مهم‌ترین وظایف مغز قدیم حفظ حیات، دوری از خطر و مدیریت انرژی بدن است. بنابراین مغز قدیم دنبال راه‌های کم خطر و میان‌بری است که کمترین انرژی را از بدن درخواست کند. این مغز یک سری فرمان‌های پیش‌فرضی دارد که در مواقع لزوم بدون نیاز به تفکر (مغز جدید) برای اجرا صادر می‌شود. یکی از این پیش فرض‌ها می‌گویند اگر کاری توسط عده‌ی زیادی صورت گرفته یا می‌گیرد به احتمال زیاد آن کار، کاری کم خطر و درستی است. این موضوع شاید در خیلی جاها و در کوتاه مدت نتیجه‌بخش باشد اما در درخیلی از تصمیم‌گیری‌های مهم انسان نمی‌تواند نتیجه بخش باشد.

رفتار گله‌ای

جایگاه این خطای شناختی در کسب‌وکارکجاست؟

کسب‌وکارها در بازاریابی، تبلیغات و فروش از خطای تایید اجتماعی بسیار استفاده می‌کنند. اگر فروشنده هستید به عنوان یکی از بهترین راه‌های ایجاد حس اطمینان در مردم استفاده از همین خطای تایید اجتماعی است. این کار را می‌توانید با نشان دادن  مشتریان سابق‌تان به خریدداران انجام دهید. تا جایی که می‌توانید آمار مشتریان راضی خود را در معرض دید بازار هدف خود قرار دهید تا توجه خریداران را به  خود جلب کند. مردم دوست ندارند جزء کسانی باشند که اولین بار می‌خواهند محصول شما را امتحان کنند بنابراین به محض اینکه متوجه میشوند قبلا عده زیادی از این محصول استفاده کرده‌اند به راحتی بابت آن پول پرداخت خواهند کرد. نمونه این تکنیک را در هنگام خرید نرم افزارهای موبایل در سایت بازار حتما دیده‌اید.

درج نظر مثبت خریداران محصولات دانلودی در انتهای صفحه تبلیغ محصول به همین منظور است. مردم وقتی می‌بینند عده زیادی به یک محصول امتیاز داده‌اند یا نظر داده اند ناخودآگه علاقمند به خرید می‌شوند.

تشویق به انعام

ممنون میشم از شما اگر نظر خودتان را درباره این مقاله برایم بنویسید

 

1001 راهکار تبلیغاتی

کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی

نام کتاب: 1001 راهکار تبلیغاتی
نویسنده: لوک دوپونت
مترجم: میژه شیخ‌ جوادی
انتشارات: سیته
تعداد صفحات کتاب 263
موضوع: تبلیغات – کسب‌وکار

1001 راهکار تبلیغاتی

1001 راهکار تبلیغاتی اثر لوک دوپونت می‌گوید: وظیفه تبلیغات فروش است. در این کتاب می‌آموزید:

چگونه مصرف‌کنندگان به تبلیغات مختلف واکنش نشان‌ می‌دهند. چگونه محصولات‌تان را عرضه کنید. کدام تصویر تبلیغاتی میتونند نظر مصرف کننده را بییر هخود جلب کند. چه عنوان‌هایی نیتجه‌های بهتریحاصل دارند. چگونه باید نسخه‌ آگهی را نوشت تا بهترین نتیجه حاصل شود. چگونه باد متهای تبلیغتی طولانی را نوشت. چگونه اعتبار پیام‌‌تان را تقویت کنید. چه واژه‌هایی بهتر می‌فروشند. از چه رنگی برای موثر بودن آجهی استفاده کنیم. کدام صفحه‌آرایی برای جلب خواننده بهتر است. باچه فاصله زمانی‌ای می‌توانیدآگهی خودار تکرار کنید تا بیشتر بفروشید.

این کتاب بدرد چه کسانی می‌خورد؟

همه مدیران کسب‌وکار که دوست دارند با  استراتژی‌های تبلیغات آشنا باشند تا برنامه ریزی مناسبی برای تیم تبلیغاتی خود داشته باشند. هر کسب‌وکار کوچکی که دوست دارد با کمترین هزینه بیشترین فروش را ایجاد کند و تمام مربیان و مدرسان و کانون‌های تبلیغاتی می‌توانند از مثال ها و تجربه‌های نویسنده این کتاب بهترین استفاده را ببرند.

مروری اجمالی بر کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی

این کتاب در 8 فصل از به جنبه های مختلف تبلیغات ازبرنامه‌ریزی، محتوا، رسانه‌تا روش‌های تبلیغ و تاثیرات آن می‌پردازد و با مثال‌های و نمونه‌های عینی هر مورد را کاملا باورپذیر می‌کند. در ادامه این مقاله علاو برنام هر فصل به برخی از قسمت‌های مهم وکلیدی همان فصل نیز اشاره می‌شود.

لینک

فصل اول:

1001 راهکار تبلیغاتی در این فصل به برنامه‌ریزی تبلیغات می‌پردازد. اینکه محصول‌تان چیست؟ چه قولی‌ می‌دهید؟ هدف‌تان چیست و بودجه تبلیغاتی شما چقدر است؟

برای تبلیغات هرچقدر که می‌توانید خرج کنید. با رقبا همچشمی کنید . بخشی از درآمدتان را به تبلیغات اختصاص دهید و مطابق اهداف فروش‌تان خرج تبلیغات کنید و یادتان باشد که سهم بازار هر کسب‌وکار به طور مستقیم با تلاش‌های تبلیغاتی‌اش نسبت دارد.

فصل دوم:

در این فصل کتاب با 55 روش موضع‌گیری محصول در بازار آشنا می‌شوید. منظور از موضع‌گیری شفاف کرد محصول، قیمت، کیفیت، کمیت، شعار، جایگاه و مخاطب و  … است.

عوامل موثر در تعیین جایگاه یک محصول یا خدمات عبارتنداز:

محصول و تاریخچه آن – نام تجاری – بسته بندی (شکل، جنس، رنگ و بو) – شعار شرکت – قیمت – جایی‌که محصول تولید می‌شود – محل فروش- روش‌های تبلیغ – سخنگویان شرکت – انتخاب رسانه – فرم پرداخت‌ها – تعهد اجتماعی – رقابت

فصل سوم

کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی در این فصل، به نقش تصویر در جلب توجه مخاطب می‌پردازد.  بیشتر اوقات تصویر تنها عاملی است که مصرف کننده در آگهی‌تان می‌بیند. نتیجه تحقیقات نشان می‌دهد  44 درصد خوانندگان به آگهی توجه می‌کنند. 35 درصد میتوانند تبلیغ کننده را نام ببرند و فقط 9 درصد آنان بیش‌از نیمی از تبلیغ را می‌خوانند. سرعت انتقال پیام از طریق یک تصوی به سرعت نور است. بهترین تصاویر در یک تبلیغ چگونه باید باشند جان کاپلز در کتاب معروفش، روش‌های آزمایش شده تبلیغات جواب این پرسش را میدهد.

بهترین تصویرها باید این ویژگی‌ها را داشته باشند

  1. عکس‌هایی از محصول
  2. عکس‌هایی از محصول در حال استفاده
  3. عکس‌هایی از افرادی در حال استفاده از محصول
  4. عکس‌هایی از جایزه‌هایی که به مصرف کنندگان تعلق می‌گیرد

فصل چهارم:

عنوان‌های چشمگیر نام فصل چهارم از کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی است. البرت لاسکر (پدر تبلیغات مدرن می‌گوید:  “90  درصد تاثیر یک آگهی به عنوان آن بستگی دارد.”

عنوان‌هایی نظیر نصف قیمت، یک بخر دوتا ببر، 50 درصد تخفیف هرسه یک مفهوم را می‌رسانند اما عبارت ” یکی بخر دو تا ببر”  تاثیر بیشتری دارد. عوامل زیادی در یک عنوان موثر است که از آن جمله می‌توان به واژه‌ها، تعداد واژه‌ها تعداد سطرها و نوع بازی با کلمات نام اشاره کرد.

عنوان‌هایی که می‌فروشند:

  1. عنوان‌هایی که که قول بهره‌ای را به مشتری می‌دهد.
  2. عنوان‌هایی که توصیه عملی ارائه می‌دهند.
  3. عنوان‌هایی که چیز تازه‌ای را اعلام می‌کند.
  4. عنوان‌هایی که تخفیف را اعلام می‌کند
  5. عنوان‌هایی که کنجکاوی را بر می‌انگیزاند.
  6. عنوان‌هایی که واژه‌ها و اصطلاحات دوست‌داشتنی را به کار می‌گیرند.

فصل پنجم:

“نگارش تبلیغاتی که محصول را به فروش می‌رساند” نام این فصل است. فقط 10 درصد مردم این قسمت را می‌خوانند. اما این گروه کوچک نیز می‌توانند مشتریان بالقوه‌ای باشند که دوست دارند بیشتر درباره محصول شما بدانند. برای اینکه نوشته شما خوانده شود موارد زیر را رعایت کنید.

  1. حاشیه نروید
  2. اصل پیام را در بدو امر بیان کنید
  3. صریح باشید
  4. با مخاطب خود مستقیم صحبت کنید
  5. از زمان حال استفاده کنید
  6. از منطق واحساس استفاده کنید
  7. پاراگراف‌های کوتاه و جذاب بسازید
  8. از کلمات و جملات کوتاه استفاده کنید.

فصل ششم:

در این فصل از کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی نویسنده، نوع حروف چاپی (فونت و گرافیک) را مورد بررسی قرار می‌دهد. بر خلاف تصور انتخاب شکل حروف کار ساده‌ای نیست. حروف درشت مبین قدرت‌اند و حروفی که به سمت راست کج شده‌اند پویا تلقی می‌شوند.

هر نوع حروفچینی باید بر اساس هماهنگی محصول با مشتری بالقوه، طول نوشته‌ی تبلیغاتی، نوع تصویر‌هایی که در آگهی چاپ ‌می‌شود انتخاب شود.

نوشته سفید روی متن سیاه یا خاکستری فکر مناسبی نیست.مردم حروف سیاه را بر متن سفید 42 درصد سریعتر می‌خوانند.

فصل هفتم:

موثرترین روش‌های صفحه‌آرایی چیست؟

یک صفحه‌آرایی ساده و واضح خوانندگان را به سوی خود جذب می‌‌کند و بر عکس، یک صفحه‌آرایی مبالغه‌آمیز آنها را دفع می‌کند. استارچ می‌گوید تبلیغاتی که بهترین نتیجه ها را به دست می‌آورند، حاوی عکسهایی هستند بیش از نیمی از  فضا را اشغال کرده‌اند.

برخی فکر می‌کنند که حاشیه‌ها، فضای های خالی و فضای میان پاراگراف‌ها موجب هد دادن فضا می‌شود. این فکرها را دور بریزید. این گونه صفحه‌آرایی به شما اجازه می‌دهدکه عنوان‌تان را، کپی وتصویر‌های‌تان را متمایز سازید. این‌ها سبب می‌شود که نوشته‌تان راحت‌تر خوانده شود.

فصل هشتم:

مفهوم پنهانی رنگ‌های مختلف

رنگ بیش از یک ترفند در جلب توجه کمک می‌‌کند و همواره خالق احساسات است. چند سال پیش لوی چس‌کین، مدیر شرکتی که پژوهش‌هایی در مورد رنگ‌ها را هدایت می‌کرد، از زن‌های خان‌دار خواست که پورد شستشویی را در سه نوع جعبه متفاوت ارئه می‌شد، امتحان کرده و تصمیم بگیرند کدام‌یک مناسب پارچه‌های ظریف است. جعبه اول زرد جعبه دوم آبی و جعبه سوم نقطه‌های زرد روی زمینه آبی بودند. آنها احساس می‌کردند جعبه زرد رنگ حاوی ماده شوینده بسیار قوی است و پارچه را خراب می‌کند. جعبه دوم به تصور آنها حاوی ماده غیر موثر بود و نمی‌توانست پارچه‌ها را بشوید و جعبه سوم بهترین جعبه گزارش شد.

در  صنعت اتومبیل رنگ یکی از سه معیار انتخاب است و دو معیار دیگر قیمت و کیفیت است. کمپانی “برنی” اعلام کرد وقتی برچسب قوطی کانادارای بدون شکر زنجبیلی را از رنگ قرمز به سبز کاهش داده فروش بیش از 25 درصد کم شده.

 فصل نهم:

کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی در این فصل به تبلیغات مقایسه‌‌ای و زمان اجرای درست آن می‌پردازد. اگر چه این نوع تبلیغات مورد توجه خیلی از شرکت‌های بزرگ دنیا قرار نگرفته اما امروزه در آمریکا، کانادا، بریتانیا، سوئد، استرالیا وخیلی از کشور‌های دیگر دنیا رایج است.

این مدل تبلیغات وقتی می‌تواند مناسب باشد که

  • شما سهم کوچکی از بازار را به خود اختصاص داده باشید
  • شما بتوانید ثابت کنید که محصول شما بهتر است.
  • نام‌های تجاری دیگر امتیاز خاصی نداشته باشند.
  • محصول شما به راستی اصیل باشد
  • شما دلایلی برای نشاند دادن برتری محصول خود نسبت به محصول رقیبان ندارید استفاده از این مدل تبلیغ بی‌معنی است.

فصل دهم:

آخرین فصل کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی مربوط به تاثیرات پنجگانه تکرار میشود. در اولین توصیه این فصل نویسنده می‌گوید: تا زمانی که تبلیغات‌تان به فروش می‌انجامد، آن را تکرار کنید. تبلیغی که امروز چاپ شود و فردا ناپدید شود محکوم به شکست است.

هربرت کراگ من می‌گوید: تبلیغات شما باید حداقل سه بار در معرض دید مصرف‌کننده قرار گیرد تا موثر واقع شود. نمایش نخست تاثیر خاصی ندارد. همانند هر واکنش اولیه دیگری، مخاطب خواهد گفت: این دیگر چیست؟” در نمایش دوم او خواهد گفت: ” من این را پیشتر دیده‌ام.” و در این مرحله او به فکر می‌رود. در نمایش سوم مخاطب‌تان محصول‌تان را یا دوست خواهد داشت. یا نخواهد داشت در این مرحله است که فروش اتفاق می‌افتد.

تبلیغات کمدی خیلی زودتر از تبلیغات کلاسیک تاثیرشان را از دست می‌دهند.

از گذاشتن تبلیغات خود در بخشی که رقبا مورد استفاده قرار داده اند برحذر باشید. در تحقیق سال 1988  که در دانشگاه ” سین سیناتی ” انجام شد دریافتند، نمایش دو محصول رقیب تا 25 درصد موجب از یاد رفتن نام تجاری محصول از ذهن مصرف کننده می‌شود.

 

دوباره فکر کن

دوباره فکر کن و از بهانه‌هات ایده بگیر!!! (ایده‌های درجه‌یک جیسون فراید)

دوباره فکر کن ، نام کتابی کم حجم از جیسون فراید، کارآفرین آمریکایی است. او موسس شرکت است و Basecamp در عمل ثابت کرده خیلی از باورهای رایج کلاسیک برای راه اندازی کسب‌وکار کاربردی نیستند و می‌توان به گونه‌ای دیگر شروع کرد و ادامه داد. همانگونه او این کار را کرده. ایدها‌ی او شعار نیستند مسیری است که 17 سال در شرکت خودش جواب داده و آنها را در کتاب دوباره فکر کن منتشر کرده است. آنچه در این مقاله می‌خوانید قسمت‌هایی از کتاب دوبار فکر کن اوست به صورت پرسش و پاسخ‌ ویرایش شده از خواند اصل کتاب غافل نشوید.

دوباره فکر کن 1

  •  تا مطمئن نباشم عالی می‌شه، شروع نمی‌کنم.

دوباره فکر کن با خوب شروع کنی، عالی می‌شی

خیلی‌ها هستند که به راه حل‌های پیچیده برای مشکلاتشان معتاد هستند. انعطاف دادن به ماهیچه های فکری می‌تواند حس سرخوشی برایتان بیافریند. بعد می توانید دنبال چالش بزرگ دیگری با همان شدت بگردید، بدون توجه به اینکه ایده خوبی هست یا نه. ایده بهتر اما این است: راه حل انعطافی پیدا کنید؛ یعنی راه حلی که با کمترین تلاش به بیشترین اثرگذاری برسید.

در واقع راه حل‌های انعطافی همان راه حل‌هایی هستند که حداکثر عایدی را در نتیجه حداقل کار می‌دهند. حالافرض کنید چالش مورد نظرتان پیدا کردن افق دید یک پرنده باشد .یکی از راه هایی که می توانید از چشم یک پرنده به جهان نگاه کنید این است که خود را به قله کوه اورست برسانید. رفتن به اورست خیلی جاه طلبانه به نظر می رسد .

اما می شود روش راحت‌تری را هم پیدا کرد. رفتن به پشت بام یک ساختمان بلند با استفاده از آسانسور می‌تواند یک راه حل ساده و بی دردسر باشد. در واقع این روش یک راه حل انعطافی است.

مشکلات، خیلی وقت ها راه حل های ساده و پیش پا افتاده دارند و به عبارت ساده تر نیاز به جادو برای حل مشکلات نیست. فقط کافی است مشکل را حل و از آن عبور کنید. پس قهرمان بازی را کنار بگذارید.

چنین رویکردی شاید وای خدای من و ببین چه کردم یا عبارت های از این دست را به همراه نداشته باشد، اما بهتان اجازه پیشرفت می دهد.

به عنوان مثال نگاهی می اندازیم به آگهی ها و فیلم های تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی. یک مشکل غیرقابل انتظار پدید می آید و روز بعد درباره آن فیلم یا آگهی ساخته می شود. کیفیت کار چندان بالا نیست چون به جای فیلم از عکس استفاده شده، به جای طرح های گرافیکی آماری از سرفصل های ساده استفاده شده و تنها صدایی که در فیلم شنیده می شود، صدای یک راوی بدون تصویر فرد است. اما با تمام این حرف‌ها، فیلم یا آگهی هنوز هم خوب است.

اگر قرار باشد مدت ها منتظر بمانید تا همه چیز ایده آل شود، خواهید دید که چه زود، دیر شد. در روند یافتن یک راه حل این زمان است که از ساخته و پرداخته بودن یا حتی کیفیت آن هم مهمتر است. اگر راه حلی می تواند مشکل را از میان بردارد، از آن استقبال کنید چون در غیر اینصورت مجبورید منابعتان را هدر دهید یا حتی بدتر از آن هیچ کاری نکنید چون توان پیدا کردن راه حل پیچیده و شیک را ندارید.

و در آخر به یاد داشته باشید که معمولا می شود با گذر زمان از خوب به عالی رسید.

 

دوباره فکر کن 5

  •  همه چی تولید شده، چیزی نمونده که من تولید کنم.

دوباره فکر کن و اول چیزی درست کن که نیاز خودتو پوشش بده

ساده‌ترین و سرراست‌ترین راه برای خلق یک محصول یا سرویس فوق‌العاده، ساخت آن چیزی است که می‌خواهید از آن استفاده کنید. این امر به شما کمک می‌کند که قادر به درک  آنچه را که خلق می‌کنید، باشید.

به عنوان نمونه: شرکت خود ما، خودِ ما در شرکت‌مان، آنچه را در کسب و کار نیاز داشتیم، تولید کردیم. مثلاً به دنبال  روشی بودیم که رویدادهایی چون مذاکرات، قرارهای ملاقات و پیگیری ها را ثبت و نگهداری کند. بنابراین نرم‌افزار مدیریت زمانها را به این منظور تولید کردیم. ما به گروه متمرکز، مطالعه بازار و … نیاز نداشتیم، بلکه خودمان ،نیازی را که داشتیم پوشش دادیم.

وقتی محصول یا سرویسی می‌سازید، هر روز نیازمند صدها تصمیم‌گیری در مورد آن هستید. اگر در حال حل مشکل شخص ثالثی باشید دایما در تاریکی دارید شمشیر می زنید اما وقتی این مشکل شما باشد، نور وارد این اتاق تاریک خواهد شد و شما به راحتی به هدف خواهید زد.

جم دایسون مخترعی بود که ابتدا نیاز خود را پوشش داد، وقتی داشت خانه خود را جارو می کرد، متوجه شد قدرت مکش جاروبرقی اش به طور مداوم کاهش پیدا می کند و نفوذ گرد و غبار از کیسه جارو هوا را آلوده می کند. چون مشکل پیش آمده چیزی بود که خودش تجربه می کرد و نه مشکل دیگران، پس تصمیم گرفت این مساله را حل کند که این تصمیم منجر به تولید اولین جاروبرقی بدون کیسه جهان شد.

رویکرد مشکلات خود را حل کنید باعث می شود عاشق کاری شوید که انجامش می دهید. شما مشکل را می شناسید و ارزش راه حل آن را کامل درک می کنید، چاره ای جز این نیست. در هر حال، شما می‌خواهید سالهای در پیش رو را روی این موضوع کار کنید شاید حتی بقیه زندگی‌تان را بخواهید صرفش کنید پس بهتر است این موضوع چیزی باشد که واقعا برای شما اهمیت دارد.

دوباره فکر کن 7

  • جزییات آنقدر زیاده که از پسش بر نمی‌یام.

دوباره فکر کن ، بهتر جزئیات را در ابتدای کار فراموش کنی

معماران پیش از نهایی کردن نقشه طبقات نگران رنگ کاشی حمام و شیرآلات آشپزخانه نیستند. آنها می‌دانند که در مورد این جزییات بهتر است بعدا تصمیم بگیرند. شما هم باید همچون معماران ایده‌هایتان را به این شیوه پیاده کنید. جزییات تفاوت‌ها را ایجاد می‌کنند، اما درگیر شدن در جزییات منجر به اختلاف نظرها در ابتدای کار و کند پیش رفتن آن می‌شود.

اگردر ابتدای کار به جزئیات خیلی پر و بال ندهید، در نهایت هم زمان زیادی را از دست نمی‌دهید و هم روی چیزهاییکه بدون شک تغییر می‌کنند، زیاد وقت نمی گذارید.

بسیاری از ما وقتی شروع به طراحی نقشه یا طرحی می‌کنیم، طراح‌هایمان را به جای خودکار با ماژیک‌های بزرگ می زنیم، چرا؟ آنهم در حالیکه خودکار خیلی خوب است و کیفیت بهتری دارد، اما اشکالش این است که شما را درگیر نگرانی در مورد جزییاتی می‌کند که در ابتدای کار مهم نیستند.

ماژیک امکان های کمی را در اختیار شما قرار می دهد، کشیدن شکل ها، خط ها و باکس‌ها، خیلی خوب است، تصویر بزرگی که شما باید نگرانش باشید اینگونه شروع می‌شود. پس تمرکز روی چیزهای غیر مهم را پایان دهید.

دوباره فکر کن 2

  • به انداره کافی پول، زمان و آدم با تجربه ندارم؟

دوباره فکر کن و ببین مزیت این محدودیت چیه؟

من به اندازه کافی زمان، پول، آدم و تجربه ندارم . لطفاً ناله‌ها و شکایت ها را خاتمه دهید! هرچه کمتر بهتر!

محدودیت ها مزیت است. منابع محدود شما را مجبور می کند با چیزهایی که واقعا نیاز دارید پیش روید و خلاقیت در وجودتان رشد کند.

آیا سلاح هایی را که زندانیان با صابون و قاشق ساخته اند، دیده اید؟ آنها با چیزی که در دست داشتند، شروع به ساخت کردند. البته منظور این نیست که شال و کلاه کنید و کسی را با اسلحه بزنید. موضوع این است که می توانید با حداقل ها چیزهای خیره کننده ای بسازید.

از محدودیت ها برای بروز خلاقیت استفاده کنید و این یعنی ساخت یک محصول کوچک خیلی بهتر از یک کالای بزرگ بی ارزش است. اگر بخواهید همه ایده ها را یکجا اجرایی کنید، در واقع اراده کرده اید تا از یک سری ایده فوق العاده، یک محصول بدردنخور بسازید.

توجه داشته باشید که نمی شود همه آنچه در ذهن می چرخد را یکجا به خوبی به اجرا درآورد. زمان ، منابع، توانایی و تمرکز محدود و مشخصی در اختیار شماست. حتی انجام دادن یه کار هم سخت است تا چه رسد به اینکه بخواهید 10 کار را همزمان اجرا کنید ! پس فراموشش کنید.

بنابراین سعی کنید فقط بعضی از ایده های نازنین تان را برای رسیدن به یک محصول خوب قربانی کنید.

دوباره فکر کن 6

  • بدون پول که نمی‌شه کاری رو شروع کرد. سرمایه‌گذار می‌خواد؟

دوباره فکر کن ، سرمایه گذار خارجی را برای آخرین راه حل نگه دار

یکی از اولین سوالاتی که ممکن است به ذهنتان خطور کند اینست که پول از کجا بیاوریم؟ اغلب مردم فکر می کنند پاسخ این سوال جذب سرمایه گذار خارجی است. اگر می خواهید کارخانه، رستوران یا فعالیتی اینچنینی داشته باشید، احتمالا نیاز به سرمایه گذار خواهید داشت. اما در جریان باشید که امروزه خیلی از کسب و کارها نیازی به زیرساخت‌های گران قیمت ندارند.

امروزه ما در اقتصاد خدماتی هستیم. کسب‌وکارهای خدماتی از قبیل مشاوره، شرکت های نرم افزاری، خدمات مجالس ،طراحی گرافیکی و صدها کسب و کار دیگر به پول زیادی برای راه اندازی نیاز ندارند. اگر هدفتان کسب و کارهایی مانند اینهاست از جذب سرمایه گذاری خارجی اجتناب کنید.

در حقیقت، فارغ از اینکه قرار است استارت چه کسب و کاری را بزنید، سعی کنید حداقل سرمایه گذاری مورد نیاز خود را جذب کنید. خرج کردن پول دیگران شاید به نظر عالی برسد، اما دردسرهای زیادی با خود همراه دار، چراکه ممکن است عنان کار از دستتان برود.

در صورت جذب سرمایه گذار مجبورید پاسخگویش باشید. در ابتدای کار و وقتی اندیشه های دو طرف در یک راستا هستند، همه چیز آرام است، اما وای از آن روز که سختی و مشکلی پیش آید! به نظرتان چه اتفاقی می افتد؟

آیا شما کسب و کار خود را شروع کرده اید که از دیگران دستور بگیرید؟ سرمایه گذار می خواهد پولی که سرمایه گذاری کرده با سودش برگردد)معمولا بین 3 تا 5 سال(، در ضمن جذب سرمایه گذار اعتیاد آور هم هست، چون هیچ کاری راحت تر از خرج کردن پول دیگران نیست!

وقتی روز به روز مخارجتان بیشتر شود، سرمایه بیشتری به کسب و کار شما تزریق شده و سهم شما از کسب و کار کم می شود. واقعا چنین معامله ای خوبی نیست.

دوباره-فکر-کن-8

  • انگیز شروع کار و ندارم میترسم نشه؟

دوباره فکر کن و با بردهای سریع و دم دستی شروع کن

حرکت های آنی، انگیزه ها را تقویت می کنند. چنین حرکت‌هایی ادامه مسیر را ممکن می کنند، بدون اینکه شما بتوانید راه دیگری بروید.

اگر انگیزه‌ای برای آنچه انجام می‌دهید را نداشته باشید، طبعا کار به خوبی پیش نخواهد رفت. راه انجام حرکت‌های آنی این است که کاری را انجام دهید و بعد به مرحله بعدی بروید و در واقع متوقف نشوید.

هیچکس دلش نمی‌خواهد در مسیر یک کار بی‌سرانجام و بدون چشم انداز دقیق قرار گیرد. در واقع قرار گرفتن درچنین وضعی نتیجه‌ای جز درجا زدن و حتی سوختن و از بین رفتن تدریجی ندارد.

برای اینکه گرفتار بی‌انگیزگی نشوید، خود را به دستیابی به پیروزی های سریع و دم دستی عادت دهید. هر چه پروسه انجام یک کار طولانی‌تر شود، احتمال ثابت قدم ماندن تا پایان کار کمتر می شود.

هیجان، حاصل انجام کار و شریک کردن مشتری در نتایج آن است. برنامه ریزی کردن سالانه خیلی کسل کننده است.

البته اگر کارتان طوری است که مجبور به انجام پروژه‌های بلند مدت هستید، در بازه های زمانی کوتاه مدت مثلا ماهانه یا دو هفته یکبار برای خودتان هدف بگذارید و وقتی به آن رسیدید، خود را پیروز بدانید.

پیروزی‌های کوچک فرصت جشن گرفتن و داشتن خبرهای خوب را به شما می‌دهد و این یعنی انرژی و انیگزه دادن به تیم همکاران و البته مشتریان.

پس از خود بپرسید: در دو هفته چه کاری را می‌توانم به سرانجام برسانم؟ و بعد آن را انجام دهید و به مشتری خود اجازه دهید به دستاورد شما دست یابد.

هرچه محصول یا کار نهایی شما زودتر به دست مشتری برسد، برای شما نتایج بهتری به دنبال خواهد داشت.

دوباره فکر کن 4

  • کی میاد محصول منو بخره؟ کسی منو نمی‌شناسه؟

دوباره فکر کن ، اینکه کسی نمی‌شناست، خیلی خوبه!!

هیچکس در حال حاضر شما را نمی شناسد و این خوب است. ناشناختگی موقعیت بزرگی است که در آن قرار دارید. از در سایه بودن خوشحال باشید. از این فرصت برای اشتباه کردن استفاده کنید. ایده های متنوع را امتحان کنید.

و خلاصه هر اشتباهی که دوست دارید، مرتکب شوید.

اشتباه به شما فرصت حفاظت از خود و حفظ اعتماد را می دهد. وقتی  دانکین دوناتز به فکر فروش پیتزا، هات داگ و سایر ساندویچ های گرم افتاد محصولات تستی خود را تنها در 10 مکان عرضه کرد. تئاتر برادوی نیز نمونه خوب دیگری از تست ایده در مناطقی محدود است. آنها پیش از اجرا در نیویورک ایده خود را در شهری کوچکتر امتحان کردند. این کار به هنرمندان این تئاتر فرصت داد تا راحت تر با جمعیت زیاد کنار بیایند، چون قبل از آن جمعیت کم را تجربه کرده بودند.

مایل هستید اولین کارتان را یک دنیا به تماشا بنشیند؟ اگر تا کنون سخنرانی در برابر جمع نداشتید، دوست دارید اولین سخنرانی تان در برابر ده ها هزار نفر انجام شود؟ قطعا پاسخ شما منفی است چون خوشایندتان نیست که آغاز راهتان را همه ببینند. به یاد داشته باشید زمانی به بزرگی و محبوبیت بیشتری دست می یابید که دست به ریسک های بیحساب کمتری بزنید.

وقتی به موفقیت می رسید، فشار برای ثبات داشتن و حفظ موفقیت بالا می رود. در نتیجه محافظه کاریتان بیشتر و تمایل به خطر کردنتان کمتر می شود. این زمانی است که شروع به فیسل شدن می کنید و تغییر سخت می شود. هرچه تعداد مشتریان محصولتان بیشتر باشد، تاثیر هر تغییری، ولو کوچک، بیشتر خواهد بود. اگر در ابتدای کار صدها نفر از تغییرات آشفته می شدند، حالا هزاران نفر چنین احساسی پیدا می کنند و شما باید به تجهزات پلیس ضد شورش برای مقابله با آنها مجهز شوید. به همین خاطر است که روزهای اول کار و ناشناختگی ارزش و قیمت بالایی دارد .

روزهای آغازین فرصت ریسک کردن بدون نگرانی از شرمندگی دربرابر مشتریان است

فکر دوباره

اگه مردم بدونن ما شرکت بزرگی نیستیم که … ؟

دوباره فکر کن ، لازم نیست ادا در بیاری خودت باش.

ویژگی‌های تاجری که تلاش می کند بزرگ باشد، چیست؟ زبان چرب و نرم، معرفی رسمی، نشان دادن رفتار دوستانهی مصنوعی، استفاده از کلمات قلنبه و سلنبه یا کارهای از این دست. شما وقتی چنین چیزهایی را می بینید یا می خوانید حس می کنید یک ربات آنها را نوشته است. چنین شرکت‌هایی از موضع بالا با شما صحبت می کنند نه رو به روی شما.

نقاب حرفه ای بودن هم تنها یک جوک خنده دار است. همه ما این موضوع را به خوبی می دانیم. هنوز هم شرکت‌های کوچک به دنبال چشم و هم چشمی این شرکت ها هستند. آنها فکر می کنند بزرگ به نظر رسیدن آنها را بزرگتر و حرفه ای تر می کند، حال آنکه با این کارها مضحکه ی این و آن هم می شوند.

از این گذشته، این عمل یکی از بزرگترین دارایی های شرکت های کوچک یعنی توانایی برقراری ارتباط ساده و مستقیم بدون استفاده از هیچیک از ترفندهای بالا  را از بین می‌برد!

هیچ اتفاق بدی نمی افتد اگر اندازه ی واقعی خود را نشان دهید. درباره ی خود و کسب و کارتان هم صداقت به خرج دهید. زبان معمولا اولین راهکار تاثیرگذار است، پس چرا آن را با دروغ به کار گیرید؟ از اینکه خودتان باشید، هیچ نترسید.

این صداقت باید در هر جایی که حضور دارید جلوه کند، از ایمیل و بسته‌های پستی گرفته تا مصاحبه و نوشته های وبلاگ یا سخنرانی ها. با مشتری خود آنچنان صحبت کنید که فکر کند دوستش هستید. طوری با آنها صحبت کنید که انگار کنار دستشان نشسته اید. از لهجه، کلمات دست و پا شکسته یا واژه های متکلف در صحبت هایتان اصلا استفاده نکنید. بازارگرمی بی جهت نکنید وقتی ساده و عادی صحبت کردن تاثیر خودش را می گذارد. در مورد کسب درآمد و شفاف بودن صحبت نکنید، به جای آن درباره پولسازی و صداقت حرف به میان آورید. وقتی می‌‌توانید با چهار کلمه منظورتان را بیان کنید، برای چه از هفت واژه استفاده می‌کنید؟ پرچانگی حوصله‌ها را سر می‌برد.

بنویسید که خوانده شوید، نه فقط برای اینکه نوشته باشید. وقتی چیزی می نویسید، یکبار با صدای بلند برای خودتان بخوانید. آیا تاثیر مورد نظر را می گذارد؟ اگر نه، چگونه می توان آن را به مکالمه روزمره نزدیکتر کرد؟ چه کسی گفته که نوشته ها حتما باید رسمی باشد؟ چه کسی گفته که شما باید به هنگام روی کاغذ آوردن کلمات شخصیت خود را پنهان کنید؟ قوانین را فراموش کنید. ارتباط برقرار کنید! و وقتی می نویسید، درباره همه کسانی که ممکن است حرفهایتان را بخوانند، فکر نکنید. فقط به یک نفر فکر کنید و بعد برای همان یک نفر بنویسید. نوشتن برای همه منجر به کلی گویی و تداخل بحث ها با هم می شود. وقتی برای هدفی خاص می نویسید، خیلی بیشتر می توانید امیدوار

دوباره-فکر-کن-9

  • وسایل و تجهیزات لازم رو نداریم

دوباره فکر کن و  تمرکزت را روی  خودت بذار نه تجهیزات

بتهوون به سادگی بتهوون نشد. شما هم می توانید ابزارهایی که بتهوون در اختیار داشت را همین الان حتی با کیفیت بالاتر در اختیار داشته باشید، اما شاید از هر 100 نفر یک نفر بتواند برجسته و بزرگ شود. باید اصول را بلد بود و از داشته ها درست استفاده کرد. در واقع تجهیزات و امکانات برای نوازندگی را خیلی‌ها می توانند بخرند اما انگشتان هنرمند برای نواختن خریدنی نیست.

وسوسه خریدن ابزار و تجهیزات به روز و عالی، تفکری است که برای بسیاری از مردم بر تلاش برای استفاده درست ازتجهیزات موجود غلبه می کند.

خیلی از گلف بازها فکر می کنند برای اینکه تایگر وودز شوند باید چوب های گرانقیمتی داشته باشند، حال آنکه با این فکرها فقط وقت و انرژی خود را تلف می کنند.

تایگر وودز حتی با ارزان ترین چوب های گلف هم می تواند شکست سنگینی به شما تحمیل کند.

واقعیت این است که مردم تجهیزات و ابزارها را علم می کنند تا با استفاده از آنها بر کمبودها و نداشته‌های خود سرپوش گذارند.

بسیاری از کسانی که درگیر کسب‌وکار هستند، به جای اینکه به فکر جذب مشتری و پول درآوردن باشند، خود را درگیر ابزار، ترفندهای نرم افزاری، فضای فانتزی محل کار، میز و صندلی های آنچنانی و سایر کارهای دست و پا گیرمی‌کنند.

می شود با فانتزی ها روزگار گذراند، اما اگر می خواهید دوام داشته باشید و پابرجا بمانید از همه بیشتر به محتوا برسید.

 

از شما ممنون میشم نظر خودتان را درباره این مقاله  در چند جمله بنویسید.

 

کتاب قدرت عادت

نام کتاب: قدرت عادت
نویسنده: چارلز داهیگ
مترجم: مصطفی طرسکی- فاطمه ثابت‌قدم
انتشارات: نشر نوین
تعداد صفحات کتاب 108
موضوع: روانشناسی – بهبود فردی

قدرت عادت‌ها

کتاب قدرت عادت به چرایی کارهایی که در زندگی و کسب‌وکار انجام می‌دهیم می‌پردازد. این کتاب توسط نشر نوین منتشر شده که در در ابتدای کار (سال ۱۳۹۲) قرار بود کتاب قدرت عادت در دو جلد و بصورت الکترونیکی عرضه شود. جلد اول بصورت فایل پی دی اف در اینترنت  به صورت رایگان عرضه شد و با استقبال گسترده ای روبرو شد، بعد از آن کل کتاب، در یک جلد و بصورت غیررایگان عرضه شد. کتاب‌چاپی موجود، در واقع همه نسخه کامل کتاب قدرت عادت (ترکیب جلد ۱ و ۲ سابق) است.

مقاله‌ای که هم اکنون مطالعه می‌کنید مربوط به کتاب کامل است اما نسخه الکترونیکی جلد اول این کتاب را می‌توانید رایگان  از انتهای همین مقاله دانلود کنید

چارلز دوهینگ

خلاصه کتاب در چند  عبارت

عادت‌ها با الگویی روانشناختی به نام «حلقه عادت» شروع می‌شود و طی سه مرحله شکل می‌گیرند. ابتدا نشانه یا انگیزه(سرنخ) بوجود می‌آید این مرحله معمولاً‌ بیرون از وجود ماست و در بیشتر موارد روی آن کنترلی نداریم . در این مرحله، نشانه به مغز ما می‌گوید وارد مرحله اتوماتیک نسبت به رفتاری خاص شویم. بعد از آن، مرحله معمول انجام آن رفتار(روتین) است و مرحله سوم، پاداش است؛ نتیجه و حسی که از انجام آن رفتار برای شخص حاصل می‌شود، و اینگونه حلقه عادت شکل می‌گیرد‏. و با تکرار ما به یک عادت عمیق خواهیم رسید.

سه بخش اصلی کتاب قدرت عادت

بخش اول

بخش اول بر روی این موضوع تمرکز می کند که قدرت عادت‌  چگونه در زندگی افراد ظاهر می شوند. این بخش در مورد عصب‌شناسی شکل‌گیری عادت، چگونگی ساختن عادت‌های جدید و تغيير عادت‌های قدیمی، و روش‌ها بحث می‌کند، مثال موردی آن تبلیغات است که مسواک‌زدن را از یک کار ناشناخته تبدیل به یک دغدغه‌ی عمومی کرد. این بخش نشان می‌دهد که چگونه شرکت پروکتر‌اندگمبل با استفاده از تمایلات عادتی مشتریان، یک اسپری به نام فیریز را تبدیل به یک تجارت یک میلیارد دلاری کرد، چگونه معتادان گمنام الكل با حمله به عادت‌ها در مرکز اعتیاد، زندگی‌شان را تغییر می‌دهند، و این که چگونه مربی تونی‌دانگی، روند زوال بدترین تیم در لیگ فوتبال ملی را با تمرکز بر روی واکنش های خودکار بازیکنانش به سرنخ های جزئی روی زمین‌بازی، به حرکت در مسیر موفقیت تغییر داد.

بخش دوم:

دومین قسمت کتاب قدرت عادت‌، به عادت‌های شرکتها و سازمان‌های موفق می‌پردازد. این بخش جزییاتی را ارائه می‌دهد راجع به اینکه چگونه یک مدیر اجرایی به نام پاول اونیل – قبل از اینکه وزیر دارایی شود – یک کارخانه آلومینیوم که برای بقاء دست و پا می‌زد را با تمرکز بر روی یک عادت زیربنایی در میانگین صنعتی داو جونز تبدیل به تولید کننده برتر کرد و این که چگونه استارباکس با آموزش عادت‌هایی که برای تقویت قدرت اراده طراحی شده بودند، یک دانش آموز ترک تحصیل کرده را تبدیل به مدیری برتر کرد. این بخش شرح می‌دهد که چرا وقتی عادت های سازمانی یک بیمارستان آنطور که پیش بینی می‌شود عمل نمی‌کنند، حتی با استعدادترین جراحان هم ممکن است اشتباهات فاجعه باری را مرتکب شوند.

بخش سوم

قسمت سوم کتاب قدرت عادت به عادت‌های جوامع مختلف می‌پردازد. این بخش شرح می‌دهد که چگونه مارتین لوتر کینگ جی‌آر، و جنبش‌های حقوق مدنی تا حدودی از طریق تغییر عادت‌های اجتماعی مونتگومری آلاباما، موفق شدند – و اینکه چرا یک تمرکز مشابه به کشیشی جوان به نام ریک وارن کمک کرد تا بزرگترین کلیسای کشور را در دره سادلیک کالیفرنیا بسازد.

در پایان این بخش به بحث درباره سوالات اخلاقی پیچیده پرداخته می‌شود؛ نظیر اینکه آیا اگر قاتلی در انگلستان بتواند به طور قانع کننده‌ای بحث کند که عادت‌های او بودند که او را به سمت کشتن سوق دادند، می‌بایست آزاد شود یا خیر.

هر فصل به یک بحث اصلی می پردازد؛ عادت‌ها می توانند تغییر کنند، اگر ما بتوانیم بفهمیم که چگونه کار می کنند. این کتاب صدها پژوهش دانشگاهی، مصاحبه با بیش از سیصد دانشمند و مدیر اجرایی، و تحقیقات انجام شده در تعداد زیادی شرکت را با خود یدک می کشد.

این کتاب روی عادت هایی تمرکز می کند که به صورت تکنیکی تعریف شده اند: انتخاب‌هایی که همه ما زمان هایی انجام می‌دهیم، و بعد دیگر در مورد آنها فکر نمی‌کنیم، ولی اغلب، هر روز همچنان آنها را انجام می‌دهیم.

در یک زمانی، همه ما وقتی که به دفتر کاری مان رسیدیم، به طور آگاهانه تصمیم گرفته‌ایم که چقدر بخوریم و روی چه چیزی تمرکز کنیم، هر چند وقت یک بار نوشیدنی خاصی بنوشیم یا اینکه چه موقع برای دویدن ترم بیرون برویم. بعد انتخاب کردن را متوقف کردیم و رفتار خودکار شد. این نتیجه طبیعی عصب‌شناسی ماست و با درک این که این اتفاق چگونه می‌افتد، می توانید آن الگوها را به هر طریقی که می خواهید بازسازی کنید.

به قسمت‌هایی از این کتاب توجه فرمایید

وقتی امروز صبح از خواب بیدار شدید، اول از همه چه کاری کردید؟ آیا زیر دوش پریدید، ایمیل تان را چک کردید، یا از آشپزخانه یک دونات برداشتيد؟ آیا دندان هایتان را قبل یا بعد از خشک کردن خودتان مسواک زدید؟ اول بندهای کفش راستتان را بستید یا چپ را؟ در حالی که از در می‌رفتید به بچه هایتان چه گفتيد؟ از چه راهی به سمت محل کارتان رانندگی کردید؟ وقتی به میز کارتان رسیدید، به ایمیل هایتان رسیدگی کردید، با یک همکار گپ زدید یا بلافاصله شروع کردید به یادداشت برداری؟ برای نهار سالاد خوردید یا همبرگر؟ وقتی به خانه رسیدید، کفش های ورزشی تان را برای دویدن پوشیدید، یا برای خودتان نوشیدنی ریختید و شام را جلوی تلویزیون خوردید؟

ویلیام جیمز در سال ۱۸۹۲ نوشت: «تمام زندگی ما، تا به الان که فرم مشخصی گرفته است، مجموعهای از عادت هاست.» ممکن است اینطور به نظر برسد که بیشتر انتخاب‌هایی که ما هر روز می کنیم، محصول تصمیم گیری‌های ما که کاملا با دقت انجام شده هستند، ولی این واقعیت ندارد. أنها عادت هستند. و اگر چه هر عادتی به خودی خود کوچک به نظر می رسد، در طی زمان غذاهایی که سفارش می دهیم، چیزی که هر شب به بچه هایمان می‌گوییم، اینکه پول خرج می‌کنیم یا پس اندازه هر چند وقت یک بار ورزش می کنیم، و چگونگی سازماندهی افکار و روتین‌های کاری مان تاثیر شگرفی بر روی سلامتی، بهره وری، امنیت مالی و خوشحالی ما دارند.

یک مقاله منتشر شده توسط محققی از دانشگاه دوک در سال ۲۰۰۶ نشان داد که بیش از ۴۰ درصد کارهایی که افراد در طی یک روز انجام دادند، در واقع تصميم نبوده‌اند، بلکه عادت بوده اند.

ويليام جيمز – همانند تعداد بی شماری از افراد دیگر از ارسطو گرفته تا اپرا (یک برنامه تلویزیونی است که در آن افراد در مورد کارهای بدی که کرده اند در حضور جمع اعتراف می کنند، اپرا وینفری مجری این برنامه است) – بیشتر عمرش را در تلاش برای اینکه چرا عادت‌ها وجود دارند گذراند. ولی در واقع تنها در طی دو دهه گذشته، دانشمندان و بازاریابان شروع به درک این موضوع کرده‌اند که عادتها چگونه کار می کنند – و مهم تر از آن اینکه چگونه تغییر می یابند.

فرایند شکل گیری عادت

دانشمندان می گویند عادت‌ها به این دلیل بوجود می آیند که مغز مرتب بدنبال راه هایی است تا سعی و تلاش را کم کند و در مصرف انرژی صرفه‌جویی کند. اگر تمام کارها به خود واگذار شوند، مغز سعی می کند تقریبا هر کار روتین و معمولی را به شکل یک عادت درآورد، چون عادت ها به ذهن ما اجازه می‌دهند اغلب اوقات تجزیه و تحلیل را کاهش دهد. این غریزه صرفه جویی، مزیت بزرگی است.
یک مغز کارآمد به فضای کمتری نیاز دارد که باعث می شود مغز کوچکتر باشد و در نتیجه باعث می شود تولید نوزاد آسانتر شده و در نهایت مرگ و میر مادر و نوزاد کاهش می‌یابد. همچنین یک مغز کارآمد این امکان را به ما می‌دهد تا فکر کردن مداوم درباره رفتارهای ابتدایی مانند پیاده روی و انتخاب اینکه چه چیزی بخوریم را کنار بگذاریم و در نتیجه می توانیم انرژی ذهنی خود را صرف اختراع و ابداعات کنیم.

واقعیت این است که حفظ کردن انرژی ذهن همانند شمشیر دولبه عمل می کند چون اگر نیروی مغز ما در زمان نامناسبی پایین بیاید، نمی توانیم متوجه چیزهای مهم نظیر مخفی شدن شکارچی و سرعت بالای اتومبیل شویم. بنابراین ذهن ما سیستم هوشمندی را تعبیه کرده است تا مشخص کنند چه موقع عادت‌ها کنترل اوضاع را بدست بگیرند. این چیزی است که هر زمان یک تکه رفتاری شروع شده یا پایان می یابد، رخ می دهد.

برای دانلود رایگان قسمت اول کتاب روی عکس زیر کلیک کنید

ممنون میشم از شما اگر نظرتان را درباره این مقاله در چندجمله بنویسید

زبان بدن دروغگو

چیزهایی که از زبان بدن دروغگو ، نمی‌دانید و مهم‌ترین نکته‌ای که باید در این‌باره بدانید.

زبان بدن دروغگو به تنهایی برای قضاوت کافی نیست. حتی متخصصین زبان بدن هیچگاه چنین ادعایی ندارند، ادعاهایی نظیر ” زبان بدن دروغگو هیچ‌گاه دروغ نمی‌گوید” و یا ” در دو دقیقه دروغگو را بشناسید” و نظیر آن هیچگاه بیشتر در حد یک تیتر جذاب کارایی دارد و مبنای علمی ندارد. برای کشف حقیقت حتما باید موارد دیگری نظیر  لحن صدا، محتوای گفتار ، رفتارهای گذشته فرد و موقعیت و شرایط فعلی او نیز مورد تحلیل قرار گیرد.

چرا نمی‌توان به زبان بدن دروغگو برای شناسایی بسنده کرد؟

اول اینکه بسیاری از رفتارهای شخص دروغگو با رفتارهای کسی که دچار استرس و نگرانی است مشترک می‌باشد. به عبارت دیگر می‌توان گفت ما از نشانه‌های استرسی که دروغ برای شخص دروغگو ایجاد می‌کند متوجه دروغگویی شخص می‌شویم.خب حتماً‌ قبول دارید که میزان و دلیل استرس کاملاً نسبی است و در همه یکسان نیست تا بر مبنای آن یک قاعده کلی صادر کرد. عواملی مثل نوع دروغ، سابقه دروغگو در بیان دروغ، جایگاه مخاطب و شنونده و ذهنیتی که دروغگو از کار خود دارد و… ده‌ها عامل دیگر ممکن است در میزان آن تاثیر داشته باشند.

به عنوان مثال وقتی یک افسر راهنمایی رانندگی علت یک تخلف را از راننده خاطی  می‌پرسد رفتار کسی که هر روز مرتکب خلاف رانندگی می‌شود وبارها با این موضوع برخورد کرده با فردی که تا به حال چنین کاری نکرده کاملاً متفاوت است در حالی که هر دو ممکن است یک داستان دروغ را برای آن افسر، تعریف کنند.و یا وقتی همسرتان نظر شما را درباره  مدل لباسش سوال می‌کند ممکن است شما به راحتی و به دروغ تاییدش کنید و هیچ نشانه‌این از  استرس هم در شما دیده نشود. همچنین دروغ‌های که به شوخی بیان می‌شود معمولا نشانه‌ خاصی از آنچه بیان خواهد شد را ندارند.

دوم  اینکه یک دروغگوی حرفه‌‌ای ممکن است با آگاهی از  زبان بدن دروغگو به راحتی از آنها پرهیز کند و بدن خود را  به گونه‌ای تحت کنترل درآورد تا بیننده نتواند ذره‌ای شک کند. کاری که فریبکاران و هنرپیشگان به راحتی از عهده آن بر می‌‌آیند.

بنابر این زبان بدن دروغگو وقتی می‌تواند نتیجه بخش باشد که اولا شناخت نسبی از گذشته فرد داشته باشیم و ثانیا به معیارهای دیگر به جز زبان بدن (از جمله لحن صدا و محتوای گفتار و …) آشنایی داشته باشیم.

به عنوان مثال یک مدیر نمی‌تواند صرفاً بر اساس معیارهای زبان بدن دروغگو به استخدام کارمندی مناسب امیدوار باشد. اما شاید همین معیارها برای راستی آزمایی کارمندی که سالها او را می‌شناسد کمک بزرگی باشد.

علاوه بر شناخت  زبان بدن دروغگو چه معیارهای دیگری  نیاز است؟

دکتر لیلیان گلس، متخصص زبان بدن و نویسنده کتاب زبان بدن دروغگو می‌گوید: وقتی می‌خواهید صحبت‌های یک فرد را راستی‌آزمایی کنید ، به دنبال تغییر رفتار در چهار دسته مختلف باشید: حرکات بدنی ، بیان صورت ، لحن صدا و محتوای گفتار. او می‌گوید: هر فرد با این کدها ممکن است ناخودآگاه پیام‌هایی را ارسال کند و به شما کمک کند، بهتر او را بشناسید. با توجه به مطالبی که بیان شد در ادامه صرفا به یک بخش یعنی زبان بدن دروغگو خواهیم پرداخت.

نشانه‌های دروغگویی در چشم‌ها

چشم ها پنجره افکار انسان هستند. یعنی با دقت در چشم افراد می‌توانید آنچه در مغز هست را ببینید. اولین و راحت‌ترین نشانه‌ زبان بدن دروغگو در چشم‌های او دیده می‌شود. درغگو ارتباط چشمی بسیار ضعیفی برقرار می‌کند. او سعی می‌کند از ارتباط چشمی مستقیم تا حد  امکان خودداری کند. احساس شرمندگی سبب بروز این حالت می‌شود. در نقطه مقابل شنونده دروغ درست عکس‌العملی مخالف دارد و سعی می‌کند با خیره شده در  چشم او حقیقت موضوع را کشف کند.

گاهی پلک زدن بیشتر می‌شود و در برخی موارد کمتر. شاید به این علت باشد که شخص دروغگو گاهی می‌خواهد رفتار را طبیعی جلو دهد و به طور غیر ارادی در برخی موارد زیاده روی می‌کند.

چشم های در افراد دروغگو مسیر های مختلفی را طی می‌کنند و گاهی خیره به جایی در بالا ثابت می‌شوند.

دست‌های دروغگو

وقتی کسی دروغ می‌گوید یا چیزی را مخفی می‌کند می‌کوشد کمتر از دست‌های خود استفاده کند.خصوصا کف‌دستان خود را دوست ندارد به شما نشان دهد. بنابراین اگر پشت میز نشسته است سعی می‌کند دستهای خود را زیر میز ببرد  و زمانی که ایستاده است کنار خود یا ممکن است در جیب مخفی می‌کند. این رفتارها زمانی که شروع به دروغ گفتن می‌کند روی می‌دهد.

حرکات مصنوعی دست و گاهاً استفاده از دست غیر غالب ( راست دست ها با دست چپ و برعکس) از دروغگو دیده می‌شود. تا به حال وقتی خودتان یا دیگران یک خاطره واقعی از خودتان تعریف می‌کنید دقت کرده‌اید چقدر از دستانتان برای انتقال مطالب استفاده می‌کنید. این به خاطر اشتیاق و سعی شما در انتقال آن به مخاطب است. انسان دروغگو چون به حرفی‌ که می‌زند ایمان  ندارد ناخودآگاه زبان بدنش بی‌حرکت می‌شود. یا حرکتی که باید داشته باشد را ندارد و حرکات کاملاً مصنوعی  و گاهی ناهماهنگ با کلام خواهد بود.

کسی که می‌خواهد کلام دروغی را به زبان بیاورد ناخودآگاه حرکت دستش به سمت صورت می‌رود و به خاراندن بینی، گوش، سر و یا مالیدن چشم، ختم‌ می‌شود. این عادتی است که از کودکی انسانها ریشه می‌گیرد. حتماً دیده‌اید کودکان وقتی حرف زشتی به زبان می‌آورند چگونه با دست جلوی دهان‌شان را می‌گیرند. . این رفتار در بزرگسالی به خاطر  زشتی دروغ نیز بروز می‌کند، و مرحله اول آن یعنی حرکت دست به سمت صورت تقریباً غیر قابل کنترل است اما دروغگوها  قسمت آخر آن را کنترل می‌کند و با خاراندن سر و صورت به‌ گونه‌ای وضعیت را طبیعی جلوه می‌دهد.

معمولاً باز بودن انگشتان و نشان دادن کف دست نشانه صداقت است. قدیمی‌ها وقتی می‌خواستند صداقت خود را نشان دهند اشاره به کف دست خود می‌کردند و می‌گفتند: “ما با شما این‌طوری هستیم”. این تکیه‌کلام ریشه در همین واقعیت دارد.

زبان بدن دروغگوها

حرکات صورت و نداشتن زمان‌بندی

حرکات صورت دروغگو با کلامش هماهنگی لازم را ندارد. اگر دقت کنید تا حدود زیادی این امر جلب توجه می‌کند. این موضوع هم طبیعی است شما وقتی از دست کسی (فرض کنید کودک‌تان ) عصبانی هستید و سر او فریاد می‌زنید همزمان فکر نمی‌کنید چه حالتی به صورت خود بدهید و این امر به صورتی غیر ارادی رخ می‌دهد.

اما اگر قرار باشد به صورت نمایشی سر کسی فریاد بزنید و یا خود را عصبانی نشان دهید. زمانبندی حرکت چهره با صدا کمی با تاخیر صورت می‌گیرد. این موضوع زمانی که  به یک جوک خنده‌دار واقعاً‌ می‌خندید و زمانی که ادای خنده را در می‌آورید که گوینده جوک ضایع نشود هم رخ می‌دهد.

زمانبدی حالت خنده ، حالت تعجب، ناراحتی، ترس و  …. در شخص دروغگو با گفتارش یکی نسیت و همین امر باعث می‌شود واقعیت در زبان بدن دروغگو آشکار شود.

بدن دروغگو

دروغگوی سعی می‌کند بدن خود را جمع کند و فضای کمتری اشغال کند. آنها حتی ممکن است سایر قسمتهای بدن مانند گلو ، قفسه سینه یا شکم خود را به عنوان راهی برای پنهان کردن آسیب پذیری‌های خود بپوشانند.

ارتباط فیزیکی دروغگو

شخص دروغگو سعی می‌کند از حداقل ارتباط فیزیکی با مخاطبش استفاده کند و معمولا به ندرت با انگشتش به دیگران اشاره می‌کند. او دقیقا احساس کسی را دارد که آماده یک تهدید فیزیکی است. بنابراین سعی می‌کند فاصله بین خودش و مخاطبش را امن تر کند. یک از شایع‌ترین این‌کارها پناه گرفتن پشت یک مانع است. او سعی می‌کند با ایجاد یک مانع مانند میز، متکا و حتی لیوان و یا چیز دیگری بین خود و مخاطبش این فاصله را تقویت کند. یکی دیگر از نشانه‌های این بخش اینست که دروغگو دوست دارد به سمت در خروجی برود یا به سمت در متمایل می‌شود.

کلام آخر

در استفاده از این نشانه‌ها دو نکته را در نظر داشته باشید.

اول اینکه: نشانه‌هایی که از زبان بدن دروغگو بیان شد زمانی ارزشمند می‌شود که شما رفتارهای عادی فرد را بدانید. در غیر اینصورت ده‌ها عامل دیگر ممکن است منشاء بروز  رفتارهای مشابه شود.

دوم اینکه: به نشانه‌‌های زبان بدن دروغگو  بسنده نکنید و با دیگر نشانه‌های شخص دروغ گو نیز آشنا شوید.

 

از شما ممنون میشم نظر خودتان را درباره این مقاله  در چند جمله بنویسید.