شخصیت‌شناسی mbti به زبان ساده (تیپ شخصیتی خود را پیدا کنید)

شخصیت‌شناسی mbti  و یادگیری ریزه‌کاری‌های شخصیت خودتان و دیگران می‌تواند کمک بزرگی به پیشرفت شما در همه زمینه‌های زندگی داشته باشد. یک فروشنده از شخصیت‌شناسی در ارتباط با مشتریانش، یک مدیر در گزینش و برخوردبا کارمندانش، یک معلم در رابطه با شاگردانش، و والدین در تربیت فرزندان‌شان می‌توانند بهترین بهر ه را ببرند.

تاریخچه شخصیت‌شناسی mbti

تیپ شخصیتی افراد از موضوعاتی است که تاریخچه آن به حدود ۱۰۰ سال قبل برمی‌گردد. کارل گوستاو یونگ اولین کسی بود که  به طور مفصل به این موضوع پرداخت و بعد از آن دو زن آمریکایی به نام‌های کاترین بریگز و دخترش ایزابل میرز آن را ساده‌سازی کردند. در حقیقت خلق این شانزده تیپ شخصیتی، ابداع این مادر و دختر بود و عبارت mbti   نیز بر همین اساس شکل گرفت.

شخصیت‌شناسی mbti

شخصیت‌شناسی mbti چی میگه؟

برای اینکه یک دید کلی از mbti داشته باشید لازم است در ابتدا مبانی و اصول این مدل شخصیت‌شناسی را بدانید و بعد وارد جزئیات شوید. دانستن همین اصول به شما کمک بزرگی می‌کند تا حدودی ساختار شخصیت خود آشنا شوید.

اصل اول در شخصیت‌شناسی mbti :

Mbti  میگه انسان‌ها در چهار مورد زیر ترجیحات خاص خودشون رو دارند.

  1. دریافت انرژی ( حالمون خوب میشه و شارژ می‌شیم و …)
  2. دریافت اطلاعات ( یاد‌می‌گیریم و آگاه می‌شیم و … )
  3. تصمیم گیری (فکر می‌کنیم و برنامه‌ریزی می‌کنیم و …)
  4. سازماندهی ( برنامه‌‌هامون رو اجرا می‌کنیم و …)

اصل دوم در شخصیت‌شناسی mbti:

هر کدام از این  ابعاد یک طیف بین دو قطب است و هر انسان به یک نقطه از این طیف تعلق دارد. به عبارت دیگر :

انسان‌ها در دریافت انرژی به نقطه‌ای بین دو قطب درون‌گرایی و برون‌گرایی تعلق دارند. (یعنی همه انسان‌ها در یک حدی یا درونگرا هستند یا برونگرا )

درونگرایی

 

انسان‌ها در دریافت اطلاعات به نقطه‌ای بین دو قطب شهودی و حسی تعلق دارند.

شخصیت‌شناسی mbti

 

انسان‌ها در تصمیم‌گیری به نقطه‌ای بین دو قطب فکری و احساسی تعلق دارند.

شخصیت‌شناسی mbti

 

انسان‌ها در سازماندهی به نقطه‌ای بین دو قطب منعطف و منظم تعلق دارند.

شخصیت‌شناسی mbti

اصل سوم در شخصیت‌شناسی mbti:

هر کدام از این قطب‌ها در mbti با یک حرف لاتین نشان داده می‌شود که از کنار هم چیدن آنها یک عبارت چهار حرفی بوجود می‌آید که به آن تیپ شخصیتی هر فرد در mbti  می‌گویند.

اصل چهارم در شخصیت‌شناسی mbti:

هیچ کس به دوسر این طیف و همچنین نقطه میانه طیف، یعنی نقطه صفر تعلق ندارد.

یعنی هیچ‌کس صد‌درصد درون‌گرا یا برون‌گرا نیست و همچنین کسی به طور ذاتی در نقطه صفر قرار ندارد.

نکته: افرادی که به جهت هر بعد به نقطه صفر نزدیک هستند رفتارهای مشابه به هم در همان بعد داردن مثلا کسی که به لحاظ فکر نزدیک به صفر است با کسی که به لحاظ احساسی نزدیک به صفر است مشابهت‌های زیادی در این بعد دارند.

منطقه نزیک به صفر در هر بعد را اصطلاحاً حوزه خاکستری می‌نامند.

شخصیت‌شناسی mbti

اصل پنجم در شخصیت‌شناسی mbtii:

تیپ شخصیتی ‌انسانها موروثی است و قابل تغییر نیست. اما همه می‌توانند تمام توانمندی‌های بعد مخالف خود را بیاموزند و در مواقع نیاز از مزایای آن بهرمند شوند.

اصل ششم شخصیت‌شناسی mbti:

هیچ‌کدام از  این تیپ‌ها به خودی خود خوب یا بد نیستند و هر کدام در جایگاه‌های مختلف ممکن است نقاط ضعف یا قوت خود را داشته باشند.

 

شخصیت‌شناسی mbti

 

تیپ شخصیتی مثل دست چپ و راست یک خصوصیت کاملاً‌  ارثی است و همانطوری که ما از هر دو دست استفاده می‌کنیم اما ترجیحات‌مون برای استفاده از یک دست بیشتر است، در وجود همه ماهم ۱۶ تیپ شخصیتی وجود دارد که از تمامی آنها استفاده می‌کنیم اما ترجیحات هر شخص فقط با یکی از  این تیپ‌های شخصیتی است.

تیپ شخصیت خودمان را چگونه پیدا کنیم؟

راه اول : استفاده از تست‌های mbti  شاید ساده‌ترین راه به نظر برسد اما  انتظار نداشته باشید با  تست‌های رایگان موجود در اینترنت و فضای مجازی به یک نتیجه منطقی و درست برسید. برای این کار باید از تست‌های استاندارد و زیر نظر متخصص این رشته کمک گرفت.

راه دوم : روش بهتر برای شناخت تیپ شخصیتی خودتان، آموزش اصول و مبانی mbti  است. با توجه به در دسترس بودن منابع اطلاعاتی فراوان و ارزان این روش بسیار نتیجه بخش‌تر و کم هزینه تر است.

برای شناخت تیپ شخصیتی از کجا شروع کنم ؟

بهترین حالت اینست که در ابتدا شخصیت شناسی را با تمرکز روی شناخت تیپ شخصیتی خودتان شروع کنید. برای این کار باید چهار بعد شخصیتی خود را بررسی کنید ( اصل اول mbti ) تا متوجه شوید به کدام قطب از این چهار بعد تعلق دارید. که در ادامه این مقاله به شما کمک می‌کنم به آن برسید.

بُعد اول دریافت انرژی :

دو قطب این بعد می‌گوید شما یا درونگرا هستید و یا برون‌گرا. درون‌گرایی و برونگرایی خود را مشخص کنید و ببینید کدام یک از حروف اختصاری  I و یا E  به شما تعلق دارد. برای شناخت درون‌گرایی و برونگرایی و رفتار‌های این دو گروه اینجــــا کلیک کنید.

بُعد دوم دریافت اطلاعات :

در این بعد شما باید ببینید یک شمی هستید یا یک حسی. شمی یا حسی بودن خود را مشخص ‌کنید. برای اینکه بدانید شما یک شمی هستید یا یک حسی اینجــا را کلیک کنید وبعد از مطالعه آن یکی از دو حرف N  و یا  S  را که متعلق به شماست انتخاب کنید.

بُعد سوم تصمیم‌گیری:

در این قسمت شما باید فکری بودن یا احساسی بودن خود را بررسی کنید و سپس یکی از حروف T و یا F  را انتخاب کنید. برای اینکه بدانید شما یک فکری هستید یا احساسی اینجـــا کلیک کنید.

بُعد چهارم سازماندهی:

درآخرین مرحله منعطف یا منظم بودن خودتان را بررسی ‌کنید و یکی از دو حرف P و یا J  را انتخاب ‌کنید. منظم بودن و یا منعطف بودن خود را با کلیک در اینجـــا می‌توانید بررسی کنید.

هم اکنون شما چهار حرف دارید که به ترتیب

یکی از آن حروف درون‌گرایی و برونگرایی شما را مشخص می‌کند

یکی شمی یا حسی بودن شما را مشخص می‌کند

یکی فکری یا احساسی بودن شما را مشخص می‌کند

و یکی هم منعطف یا منظم بودن شما را مشخص می‌کند

شخصیت‌شناسی mbti

از کنار هم چیدن آنها یک عبارت چهار حرفی بدست می‌آید و آن تیپ شخصیتی شماست.

مثال :

من به جهت درونگرایی و برونگرایی ، یک درون‌گرا هستم. یعنی یک I

من به جهت شمی و حسی ، یک شمی هستم. یعنی یک N

در بعد فکری و احساسی هم، فکری هستم. یعنی یک T

و در نهایت بین منظم بودن و منعطف بودن من یک  منعطف هستم. یعنی  P

با توجه به مراحل بالا تیپ شخصیتی من در  mbti  می‌شود INTP

 

شخصیت‌شناسی mbti

این عبارت چهار حرفی را باید چه کار کنیم؟

این عبارت چهارحرفی یکی از ۱۶ تیپ در شخصیت‌شناسیmbti  است. این عبارت چهار حرفی مهمترین صفات، ویژگی‌های عمومی، نقاط قوت وضعف ارتباطی، نقاط ضعف و قوت شغلی، شغل مناسب و عوامل موفقیت تیپ شخصیتی شما را مشخص می‌کند. برای اینکه این ویژگی‌های  خودتان را کامل بدانید از این صفحه روی تیپ شخصیتی خودتان کلیک کنید.

کارت‌ویزیت حرفه‌ای خود را طراحی کنید


کارت‌ویزیت حرفه‌ای می‌تواند فرصت‌های جدیدی را برای کسب‌وکار شما ایجاد کند که شاید هیچگاه به آن فکر نکرده باشید. اما یک جستجوی ساده در گوگل شما را هزاران پیشنهاد متناقض برای طراحی کارت‌ویزیت حرفه‌ای روبرو می‌کند. شاید علت این باشد که هر کسی کارت‌ویزیت حرفه‌ای را با معیارهای کار خود می‌سنجد. واقعیت این‌است که اهداف و استراتژی کسب‌وکار، نوع محصول و خدمات و مخاطبین و سلیقه شخصی هر کسی از عوامل مهمی است که در طراحی یک کارت‌ویزیت حرفه‌ای دخیل هستند. اما معمولاً مهمترین عاملی که کمک می‌کند یک کارت‌ویزیت، حرفه‌ای و موثر باشد کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.
مهم‌ترین عاملی که یک کارت‌ویزیت را موثر می‌کند این‌است که به کارت‌ویزیت به عنوان یک رسانه‌ی بازاریابی نگاه شود و برای این کار طراح باید اولاً مجهز به دانش بازاریابی باشد و ثانیاً از تاثیر گرافیک بر این حوزه نیز آگاهی لازم را داشته باشد. متاسفانه اکثر طراحـان کارت‌ویزیت صـرفاً یک فتوشـاپ‌کار خوب هستند و تقریباً هیچکدام به حوزه‌های بازاریابی و گرافیک آشنایی کافی ندارند.

کارت ویزیت حرفه‌ای چطور کارت ویزیتی است؟

شاید از دید عموم کارت‌ویزیت حرفه‌ای، کارتی است ساده، که با یک لوگو و یک شعار تبلیغاتی زیبا در یک زمینه خلوت کار را تمام کرده باشد. این سبکِ کار ویژه‌ی تبلیغات شرکت‌های شناخته شده و مشهور جهانی است و با هدف برندسازی انجام می‌شود .

آنچه مسلم است این‌است‌که این نوع تبلیغ کار خصوصاً در مورد کارت‌ویزیت‌ها هیچ تاثیری در جذب مشتری در کوتاه مدت ندارد و تنها کار آنها یک اطلاع‌رسانی شیک است. متاسفانه این مدل طراحی گاهی آنقدر ناشیانه از شرکت‌های برند و مشهور تقلید می‌شوند که در حد یک اطلاع رسانی ساده هم ارزش ندارد.

کارت‌ویزیت

کارت‌ویزیت باید بتواند به عنوان یک رسانه بازاریابی شما را به مخاطبین خودتان به بهترین شکل ممکن معرفی کند و آنها را برانگیزاند که نسبت به تماس با کسب‌وکار شما دست به اقدامی بزنند. درک درست همین نکته کمک بزرگی به شما می‌کند تا از اشتباهات رایج در طراحی کارت ویزیت‌هایی که صرفاً کار آنها اطلاع رسانی است پرهیز کنید.

برای تهیه یک کارت‌ویزیت از کجا شروع کنیم؟

اگر آشنایی مختصری با فتوشاپ داشته باشید می‌توانید با آنچه در این مقاله می‌آموزید یک کارت‌ویزیت حرفه‌ای تهیه کنید. البته شاید نیاز نباشد این کار را خودتان انجام دهید و از یک طراح کمک بگیرید یا کاملاً به متخصص این‌کار واگذار کنید اما دانستن این نکات شما را از اشتباهات متداول دور خواهد دشت.
برای آنکه مطالب راحت‌تر آموخته شود تمام آنچه در رابطه با کارت‌ویزت حرفه‌ای باید بدانید در سه بخش اصلی دسته‌بندی شده که به ترتیب به آنها می‌پردازیم:
۱٫ محتوای کارت ویزیت
۲٫ فرم و گرافیک کارت‌ویزیت
۳٫ چاپ کارت‌ویزیت

مهمترین نکات در باره محتوای کارت‌ویزیت

 

• خودتان را کاملاً واضح و روشن معرفی کنید

معرفی با ذکر نام شما و نام شرکت تمام نمی‌شود. زمینه‌ی کاری خود را در شرکت کاملاً روشن توضیح دهید و به بیان عبارات کلی اکتفا نکنید. عموماً صاحبان کسب و کار به بیان نام خدمات خود و یا کالای خود اشاره می‌کنند نه به محصول‌شان.

کالای شما آن چیزی است که شما تولید می‌کنید و محصول شما اثری است که کالای شما در زندگی مخاطبین شما دارد. به عنوان مثال خمیر دندان یک کالاست و اثر آن سفیدی دندان است. در کارت ویزیت شما باید علاوه بر نام کالای‌تان (عنوان خمیردندان)،  بنویسید: ” ما به شما لبخند زیبا را هدیه می‌دهیم.”

به عبارت دیگر اگر امکان دارد برای بیان زمینه کاری خود، از کمکی که به مخاطب می‌کند بگویید. ( البته که با فضای محدود کارت ویزیت ممکن است کار سختی باشد) اگر کار شما تخصصی است از اصطلاحات و عبارات تخصصی تا حد امکان کمتر استفاده کنید مگر اینکه کاملاً مطمئن باشید مخاطب شما با آنها آشناست. به عنوان مثال واژه اتوماسیون در عبارت «شرکت برقالو بهترین در صنعت اتوماسیون» هیچ چیز را مشخص نمی‌کند و به جای آن می‌توان گفت «شرکت اتوماسیون برقالو کمک می‌کند، هزینه‌های شما در نیروی انسانی به حد‌اقل برسد»چ

• یک پیشنهاد مشخص در کارت‌‌ویزیت برای مخاطب داشته باشید. (فاکتور WOW داشته باشید)

کمتر کارت‌ویزیتی را می‌توانید پیدا کنید که در آن یک پیشنهاد مشخص و قابل توجه برای مخاطب داشته باشد.( جذاب بودن این پیشنهاد باید باعث تعجب مخاطب شود و به همین خاطر برخی از آن به عنوان فاکتور wow نام می‌برند.) مهمترین تفاوت یک کارت ویزیت‌حرفه‌ای با یک کارت ویزیت معمولی همین پیشنهاد است. اگر می‌خواهید از کارت‌ویزیت به عنوان یک رسانه بازاریابی استفاده کنید برای درج یک پیشنهاد خوب حتما فکر کنید.
اگر کار خدماتی انجام می‌دهید یک بازدید رایگان، سرویس رایگان و ….
اگر کار شما آموزش است یک دانلود رایگان، شرکت در یک کلاس رایگان و ….

اگر کار شما وکالت است یک مشاوره رایگان و یا ….
پیشنهادتان باید آنقدر جذابیت داشته باشد که اگر کسی کارت ویزیت شما را از روی زمین پیدا کرد آنرا تمیز کند و در کیفش بگذارد.

کارت‌ویزیت

• عکس در کارت ویزیت

عکس مناسب کمک می‌کند مخاطب خیلی سریعتر به زمینه کاری شما پی‌ببرد. عکس مناسب عکسی است که ویژگی‌های زیر را داشته باشد:
• عکس کیفیت مناسب برای چاپ داشته باشد. با توجه به اینکه عکس‌هایی که در کارت ویزیت مورد استفاده قرار می‌گیرد کوچک هستند با یک جستجوی ساده در اینترنت می‌توانید عکس‌‌های خوب و با کیفیتی را پیدا کنید و معمولاً این مساله مشکل خاصی را ایجاد نمی‌کند.

• عکس کارت‌ویزیت باید به‌محض دیده شدن به مخاطب کمک کند درک درستی از کسب‌وکار شما در ذهن او شکل بگیرد. در این قسمت معمولاً‌ دو اشتباه رخ می‌دهد.
اول اینکه بعضاً‌ از عکس‌هایی استفاده می‌شود که ربطی به کسب‌وکار ندارد.
( برخی وجود شرکت اپل و موفقیتش را بهانه‌ این انتخاب خود می‌دانند خُب اگر شما هم درآمد و شهرت اپل را دارید این ایراد به شما وارد نیست!)
دوم اینکه گاهی عکس‌های مرتبط اما غیر بومی هستند و با واقعیت کسب‌وکاری که انجام می‌دهیم هماهنگی ندارند. هر چه ارتباط عکس روی کارت ویزیت با آنچه واقعاً در فضای کسب‌وکارتان رخ می‌دهد نزدیک‌تر باشد مشتری حس اعتماد و نزدیکی بیشتری خواهد داشت و ارتباط بهتری شکل می‌گیرد. به عنوان مثال وقتی یک تعمیرکار اتومبیل، در کارت‌ویزیت خود از عکس اتومبیل‌هایی استفاده می‌کند که خودش و مخاطبش هیچگاه آنها را از نزدیک ندیده است، بعید است بتواند ارتباط خوبی را رقم بزند.

آیا در کارت‌ویزیت از عکس خودمان استفاه کنیم یا نه؟ این سوالی است که خیلی با آن مواجه هستند. برخی این کار را نشانه‌ی اعتماد‌بنفس و برخی آن را اصطلاحاً‌ بی‌کلاسی می‌دانند. در پاسخ باید گفت این کار تا حدود زیادی بستگی به کسب‌وکار و استراتژی شما در رابطه با برندسازی شخصی یا برندسازی سازمانی دارد. اما با اطمینان می‌توان گفت در کارهایی که با برندسازی شخصی ارتباط مستقیم دارد وجود عکس در جذب و ایجاد حس خوب در مخاطب موثر است. نمونه‌ی این مشاغل وکالت و مشاوره است.

• اطلاعات تماس در کارت ویزیت

اگر کار شما به‌گونه‌ای است که حضور فیزیکی مخاطبین در محل کارتان ضروری است در نوشتن آدرس دقت لازم را داشته باشید. اسامی قدیمی و جدید برخی از خیابانها را

در نظر داشته باشید و اگر لازم است از هر دو استفاده کنید در غیر این‌صورت از نامی که شهرت بیشتری دارد استفاده کنید تا مشتری سر در گم نشود.
دقت کنید در درج آدرس، نام شرکت یا فروشگاه خود را با اسامی مکان‌های دیگر گره نزنید. مثلاً در کارت ویزیت ننویسید بالاتر از شرکت داده پردازان سفلی، طبقه‌ی دوم داروخانه‌ی دکتر هلاکتی، جنب موسسه آشفته….
همه راه‌های تماس خود با مشتری، اعم از تلفن، فکس، شبکه‌های اجتماعی، وبسایت، ایمیل و تلفن همراه و … را برای مشتری بنویسید تا بتواند راحت با شما تماس داشته باشد. اشتباه خیلی از کسب‌وکارهای کوچک این‌است که به تقلید از برند‌های بزرگ به یک شماره تلفن ثابت و نشانی ایمیل اکتفا می‌کنند.
اگر دوست ندارید با تلفن همراه خود کسب‌وکارتان را پیگیری کنید آن‌را در کارت ویزیت ننویسید.
نشانی وبسایت را هم فقط در صورتی در کارت ویزیت قید کنید که وبسایتی با محتوای نسبتاً ایده‌آل و فعال داشته باشید. در غیر این صورت مشتری خیلی زود به غیر حرفه‌ای بودن شما پی خواهد برد.

• از کیو آر کد ((QR CODE استفاده کنید

با این کار اولاً از شلوغ شدن فضای کوچک کارت ویزیت با اطلاع تماس جلوگیری می‌کند و ثانیاً به مخاطب خود کمک می‌کنید به راحتی با اطلاعات تماس شما در فضای مجازی دسترسی داشته باشد.
با استفاده از این سایت می‌توانید خیلی راحت و به سرعت یک کیو آر کد برای خود بسازید
برای ساخت ((QR CODE اینجــــــــا کلیک کنید

مهمترین نکات در رابطه با فرم و گرافیک کارت‌ویزیت

 

• رنگ کارت ویزیت

رنگ کارت‌ویزیت شما باید با رنگ سازمانی شما هماهنگ باشد. اگر رنگ سازمانی ندارید بهتر است یک رنگ سازمانی برای خود تدارک ببینید و بقیه اقلام تبلیغاتی و برگه‌های اداری خود را به‌تدریج با رنگ سازمانی خود یکپارچه کنید. اما اگر فعلاً نمی‌خواهید وارد این موضوع شوید بهترین رنگ برای زمینه کارت‌ویزیت سفید یا سفید با ته‌مایه طوسی است البته این رنگ نمی‌تواند برای هر کاری مناسب باشد. نوع کار شما و مخاطبین ممکن است بر این مورد تاثیر زیادی داشته باشد. اگر این مساله خیلی برایتان اهمیت دارد یک آشنایی مختصر با روانشناسی رنگ‌ها به شما کمک می‌کند بهترین تصمیم را بگیرید. سایت متـمم در این رابطه مقالات ارزشمندی دارد.

مطالعات علمی زیادی در باره روانشناسی رنگ‌ها صورت گرفته و این مبحث کاملاً بنیان علمی دارد . اما متاسفانه این بحث مانند  شخصیت‌شناسی و طالع‌بینی با موضوعات دم دستی آمیخته شده. از اینرو بسیاری از مطالب موجود در فضای مجازی اغراق‌آمیز و دور از حقیقت است. محتوای سایت متـمم بهترین منبع موجود در فضای وب است.

 

نکات عمومی و مهم در رنگ کارت‌ویزیت

• دقت داشته باشید رنگ‌های اصلی کارت‌ویزیت شما بیشتر از دو رنگ نباشد. کارت‌ویزیت‌‌هایی که از رنگ‌های زیادی استفاده می‌کنند به نوعی حس بی‌اعتمادی و غیر حرفه‌ای بودن را در مخاطب تقویت می‌کند. البته این مورد در برخی موارد ممکن است استثناء‌هایی هم داشته باشد.
• دقت داشته باشید در رنگ کارت‌ویزیت به اندازه کافی کنتراست (تضاد رنگی) را رعایت کنید تا نوشته‌ها کاملاً واضح باشند. خصوصاً در مواردی که سایز فونت‌ها کوچکتر می‌شود. به عنوان مثال سیاه با سفید یا قرمز با سفید یا زرد کنتراست رنگی خوبی دارند و قرمز روی نارنجی یا روی سیاه کنتراست رنگی ضعیفی دارند و اصلاً مناسب نیستند.
• در جاهایی که از فونت‌های ریزتر استفاده می‌کنید به‌هیچ عنوان از دورگیری‌های رنگی استفاده نکنید این کار معمولاً در چاپ با مشکل مواجه شده و باعث می‌شود متن شما وضوح لازم را نداشته باشد.
• از نوشتن متن روی عکس‌ها تا حد امکان خودداری کنید. مگر اینکه زمینه عکس شما یکدست باشد و به‌راحتی بتوانید کنتراست مناسب را بین فونت‌ و عکس ایجاد کنید
• سایت‌های زیر می‌تواند شما را انتخاب طرح و رنگ کارت ویزیت‌تان کمک کند.
برای انتخاب طــــــــرح (۱)  کارت‌ویزیت اینجــــــــــا کلیک کنید
برای انتخاب طـــــــرح (۲)  کارت‌ویزیت اینجـــــــــــا کلیک کنید
برای انتخاب و چیدمان رنگ کارت‌ویزیت اینجــــــــــا کلیک کنید

تناسب جنس کارت ویزیت و رنگ آن

کارت‌ویزیت‌های سفید یکدست و سیاه یکدست با روکش مات حرفه‌ای‌تر از روکش براق آن جلوه می‌کنند. اما در بقیه موارد می‌توانید به سلیقه خود روکش مات یا براق استفاده کنید. همچنین در کارت‌ویزیت کتان امباس به علت وجود بافت در هنگام چاپ رنگ مانند کاغذ گلاسه روی کار نمی‌نشیند. به همین دلیل کارهایی که دارای زمینه های روشن و سفید می‌باشند هنگام چاپ روی کارت کتان زیبا می‌شوند ولی کارهایی که دارای زمینه های تیره و مشکی می باشند بر روی کاغذ کتان خوب نشده و بهتر است از کارت‌ویزیت کتان پلاستیک استفاده شود.

• فونت کارت‌ویزیت

در کارت‌ویزیت بهتر است از دو نوع فونت بیشتر استفاده نشود. انتخاب نوع فونت بسته به نوع کسب‌وکار و مخاطبین شما متفاوت است. استفاده از فونت‌های خلاقانه و زیبا در کارت ویزیت بسیار عالیست به‌شرط آنکه به کارهای عجیب و غریب ختم نشود. شما قرار نیست یک اثر هنری خلق کنید کارت ویزیت شما باید بتواند یک پیام تبلیغاتی مناسب را به‌راحتی به مخاطب منتقل کند نقش خلاقیت و گرافیک تا جایی اهمیت دارد که به انتقال این پیام کمک کند. در غیر اینصورت هیچ ارزشی ندارد.

اگر به خاطر پیچیدگی فونت بیننده به سختی می‌تواند نوشته‌ی روی کارت شما را بخواند و یا محو گرافیک کارت‌ویزیت شما می‌شود به این معنی ا‌ست که پیام تبلیغاتی شما تحت‌الشعاع قرار گرفته و این یعنی شما به جای آنکه زمینه‌ی کاری‌تان را معرفی کنید هنرتان را معرفی کرده‌اید. البته اگر شما یک هنرمند هستید مسیر درستی را رفته‌اید.

اگر در انتخاب فونت با مشکل مواجه هستید ساده‌ترین راه این‌است‌که از فونت‌های زیبایی که جدیداً‌ طراحی شده شروع کنید. فونت‌های فارسی سری ایران، از جمله فونت ایران‌سنز از فونت‌های زیبا و جدید امروزی هستند.

• جنس کارت‌ویزیت

جنس کارت‌ویزیت شما می‌تواند به‌تنهایی معرف خوبی از کسب‌وکارتان باشد هر چند در انتخاب جنس کارت‌ویزیت محدودیت بیشتر می‌شود. اگر این موقعیت را دارید که از جنس خاص و متفاوتی برای کارت‌ویزیت‌تان استفاده کنید حتماً این کار را انجام دهید. با این کار، کارت‌ویزیت شما در میان هزاران کارت‌ویزیت یکنواخت خیلی بهتر دیده خواهد شد.

کارت‌ویزیت قبل از آنکه خوانده شود می‌تواند ویژگی‌های خلاقانه‌ای داشته باشد که بهتر دیده شود. جنس، رنگ، اندازه و شکل آن تا حدود زیادی می‌تواند کمک کند که این اتفاق رخ دهد. البته همانطور که قبلاً بیان شد این تفاوت نباید توجه را از موضوع اصلی یعنی دعوت به اقدام، منحرف کند.

• اندازه کارت‌ویزیت

ابعاد کارت‌ویزیت‌های معمولی ۵ x 9 است . اما سایزهای مرسوم در کارت‌ویزیت کتان ۸٫۵×۴٫۸ میباشد. کارت‌ویزیت کتان، از جمله کارت‌های پرطرف‌دار می‌باشد. علت علاقه‌مندی زیاد به این کارت، بافت موجود بر روی خود کاغذ و همچنین مقرون به صرفه بودن آن می‌باشد. اگر به دنبال یک کارت شیک و مقرون‌به‌صرفه هستید می‌توانید از این نوع کارت استفاده نمایید.

کارت‌ویزیت دورو یا یک رو؟
با توجه به فضای محدود کارت‌ویزیت مسلماً‌ اگر از دو طرف کارت‌ویزیت استفاده کنید بهتر است. با این‌‌کار اطلاعات در یک سمت کارت‌ویزیت باعث شلوغی نمی‌شود و فضای آزادی برای زیبایی کار در اطراف محتوای نوشتاری شما خواهد بود. در این‌گونه موارد معمولاً اطلاعات تماس را در پشت کارت ویزیت همراه یک “کیو آر کد” ارائه می‌کنند.
کارت‌ویزیت‌های بزرگتر از معمول و تاشو ؟
کارت‌ویزیت‌های بزرگتر از عرف علاوه بر هزینه‌ی بیشتر معمولاً کار مخاطب را برای نگهداری سخت‌تر می‌کنند و مزیت خاصی هم ندارند. همچنین کارت‌ویزیت‌هایی با اندازه‌های غیر معمول (نسبتاً‌ کوچکتر ) هم به احتمال زیاد برای شما محدودیت به لحاظ محتوا بوجود می‌آورند. لازم بذکر است هر نوع کارت‌ویزیتی خارج از اندازه‌های استاندارد نیاز به قالب خاصی دارد که معمولاً ساخت و هزینه‌ی قالب به عهده‌ی سفارش دهنده است.

فضایی برای تنفس هم داشته باشید

منظور از فضای تنفس این‌است‌که کارت‌ویزیت را بیش‌از اندازه شلوغ نکنید. دقت کنید مفهوم رسانه بودن کارت‌ویزیت، شما را دچار این اشتباه نکند که یک بروشور تبلیغاتی در اختیار دارید و می‌توانید هر مطلبی را در آن بنویسید. زیبایی در سادگی و تعادل است.

 

مهمترین نکات در چاپ کارت‌ویزیت

 

نکاتی که باید قبل از چاپ کارت‌ویزیت رعایت کنید.
تیراژ چاپ کارت‌ویزیت در حالت معمول (چاپ افست) هزارتایی است. اما با چاپ‌های دیجیتال می‌توانید در تعداد کمتر هم این کار را انجام دهید. اگر تاکنون تجربه‌ی طراحی و چاپ کارت‌ویزیت نداشته‌اید حتماً این نکات را قبل از ارسال فایل نهایی به چاپخانه رعایت کنید:
• کیفیت (رزولوشن) کارت ویزیت باید ۳۰۰dpi باشد.
• از مُد رنگ CMYK برای فایل کارت‌ویزیت خود استفاده کنید.
• برای اطمینان سایز طراحی کارت‌ویزیت را از چاپخانه سوال کنید(اندازه استاندارد ۵ در ۹ می‌باشد)

• محتوای کارت‌ویزیت حداقل mm3 از هر طرف کارت فاصله داشته باشد.

پیشنهاد می‌کنم اطراف محتوای خود به هیچ عنوان کادر قرار ندهید. زیرا خطای برش در ابعاد کارت‌ویزیت باعث می‌شود کادر شما، دقیقاً وسط کار قرار نگیرد.
• در فونتهای کوچک و کارتهای لمینت نوشته‌های مشکی خود را تک رنگ قرار دهید ( k=100 )
• در کارت‌های کتان (به خاطر بافت آن) به‌هیچ‌عنوان از زمینه یکدست رنگی استفاده نکنید.
• خروجی نهایی کار را با پسوند tif و لایه بسته ارسال کنید. (در غیر این‌صورت قبل از ارسال فایل این مورد را با چاپخانه هماهنگ کنید.)

چند نکته‌ی بسیار مهم

قبل از اینکه فایل را به چاپخانه تحویل دهید. یک بار دیگر همه موارد را بررسی کنید تا نکته‌ای جا نیفتاده باشد. متن کارت‌ویزیت را با یکی دونفر دیگر مرور کنند تا به‌لحاظ

املایی و دستوری مشکلی نداشته باشد. در نهایت قبل از چاپ یک پرینت رنگی در اندازه‌ی واقعی از کارت‌ویزیت بگیرید. با دیدن این طرح به ایرادهای احتمالی از کارت‌ویزیت بعد از چاپ پی خواهید برد. طرحی که شما از صفحه مانیتور می‌بینید با آنچه چاپ می‌شود به جهت رنگ و وضوح تفاوت‌های زیادی دارد که فقط با تجربه می‌توان متوجه‌ی آن شد. برای اینکه هیچ موردی از قلم نیفتد همه‌ی مقاله را در یک چک لیست خلاصه کرده‌ایم که با مرور آن می‌توانید تک‌تک آنها را بررسی کنید. پیشنهاد می‌کنم این چک لیست را پرینت بگیرید و موارد لازم را تیک بزنید.

چند نکته‌ی پایانی در باره کارت‌ویزیت

• همیشه و در همه جا کارت‌ویزیت خود را همراه داشته باشید تا در موارد نیاز بتوانید آن را ارائه کنید.
• همیشه به مشتریان خود بیش از یک کارت‌ویزیت بدهید تا آنها بتوانند آن را به سایر افراد نیز بدهند.
• در تمام مکاتبات اداری از کارت‌ویزیت خود استفاده کنید.

اگر این مقاله را پسندیدید می‌توانید فایل PDF ‌آن را از اینجـــــــــا دانلود کنید

 

در صورتی که سوالی در این رابطه دارید در زیر همین مقاله(بخش دیدگاه) سوال خود را مطرح کنید تا در اسرع وقت پاسخگوی‌‌تان باشم.

 

خطاهای شناختی مهم در فروش (قسمت اول )

خطاهای شناختی از مهمترین مواردی هستند که بر تصمیم گیری‌ها بویژه تصمیمات خرید مشتریان تاثیر می‌گذارند. عدم آگاهی از این خطاها ممکن  است منجر به کاهش فروش شود. در این مجموعه مقالات شما را با مهمترین خطاهای شناختی که در فروش موثر هستند آشنا می‌کنیم.

خطای شناختی اول : خطای افزایش گزینه‌ها

بیشتر فروشندگان به اشتباه گمان می‌کنند هر چه فروشگاه خود را با اجناس متنوع‌تری پر کنند احتمال خرید مشتری بیشتر می‌شود! به عبارتی دیگر گاهی این عبارت که ” مشتری‌ها از فروشگاهی خرید می‌کنند که جنس‌شان جور باشد.” باعث  چنین اشتباهی می‌شود. البته این موضوع اگر با رعایت مواردی همراه باشد مساله خاصی را بوجود نمی‌آورد.

یک سوال مهم:

آیا وقتی فروشگاهی با اجناس متنوع داشته باشی، مشتریان بیشتری نخواهی داشت؟

جواب :

مشتریان بیشتری خواهی داشت اما خرید بیشتر نخواهد شد!!!

شاید تعجب کنید ولی این مورد توسط دو محقق به نامهای شینا لینگار و مارک لپر طراحی و  آزمایش شد و در عمل هم اثبات شده تنوع جنس در بهترین حالت فقط به افزایش مشتری منجر می‌شود نه فروش بیشتر.

آزمایش فروش شینا لینگار و مارک لپر

ماجرا از این قرار بود که این دو محقق در بازار مواد غذایی آمریکا یک غرفه برای آزمایش و فروش مربا دایر کردند. مقداری از مرباها را در ظروف سر باز برای آزمایش مشتریان ‌آماده کرده بودند و در نیمه اول برپایی نمایشگاه آنها ۲۴ نوع و در نیمه دوم فقط ۶ مربا را در معرض فروش گذاشتند.

نتیجه خیلی جالب بود! در نیمه اول که تنوع مرباها بیشتر بود حدود ۶۰%  مردم برای آزمایش  توقف می‌کردند مرباها را تست می‌کردند و تنها ۳% خرید صورت می‌گرفت!

در نیمه دوم نمایشگاه که فقط ۶ نوع مربا وجود داشت و آمار توقفها به ۴۰% کاهش یافت تعداد فروش‌ها به ۳۰%‌ رسید!

یعنی وقتی تعداد گزینه ها  از ۲۴ عدد به ۶ گزینه کاهش یافت فروش ۱۰ برابر شده بود!!!

( به عبارت دیگر گزینه‌ها یک سوم شد و فروش ده برابر )

نظیر این آزمایش به روشهای دیگری نیز انجام شده و نتایج مشابه ثابت کرد که: ” کم شدن گزینه‌ها فروش را بیشتر می کند. “

خطاهای شناختی

دلیل این پدیده و رفتار مشتریان چیست؟

علت کم شدن فروش برمی‌گردد به کم شدن قدرت انتخاب مشتری. وقتی تعداد گزینه‌ها زیاد می‌شود ذهن انسان تحت فشار قرار گرفته و  قدرت دریافت، پردازش و ارزیابی موارد مختلف را در فرصت کم نخواهد داشت و در نتیجه تنها راه باقی مانده این‌است که خرید را به بعد موکل کند و در فرصت مناسب انتخاب نماید و موکول کردن خرید به بعد یعنی خروج دست خالی از فروشگاه!

خطای شناختی دوم:  خطای حس مالکیت و ترس از دست دادن

این خطا در اصل علت اصلی خطای افزایش گزینه‌هاست. در حالت طبیعی و به صورت پیش فرض ذهن انسان  نسبت به  ترس و نگرانی از دست دادن یک چیز ۲٫۵ برابر بیشتر از شادی بدست آوردن همان چیز واکنش نشان می‌دهد.

به عبارت دیگر اگر ما نسبت به دریافت یک هدیه یک واحد شادی بدست بیاوریم نسبت به از دست دادن همان هدیه دو نیم واحد ترس و نگرانی خواهیم داشت.

البته در اینکه آیا واقعا این مقدار دو برابر نیم است یا کمتر و بیشتر، بحثی نیست ، آزمایشها نشان می‌دهد اثر از دست دادن یک چیز بیشتر از اثر شادی بدست آوردن همان مقدار از همان چیز است.

فرض کنید به جهت مالی آنقدر تأمین هستید که کم و زیاد شدن ۱۰ میلیون تومان پول هیچ تاثیری در برنامه ریزی‌های زندگی شما ندارد. امروز ساعت ۸ صبح از بانک با شما تماس گرفتند و به شما اعلام کردند ۱۰ میلیون تومان جایزه نقدی به شما تعلق گرفته است.

شما به بانک می‌روید و جایزه را دریافت می‌کنید ( مثلا فرض می‌کنیم به همین زودی جایزه را دادند و شما هم گرفتید !!! ) . بعد از ظهر همین روز ساعت ۵ این پول را از شما می‌دزدند !!! خب الان چه حال و روزی دارید؟

به جهت منطقی وضعیت مالی شما امروز صبح قبل از ساعت ۸ مانند امروز بعد از ظهر بعد از ساعت ۵ است و هیچی فرقی نکرده، اما وضعیت احساسی شما هم  همینطور است؟ مسلماً این گونه نیست!

ارتباط خطای ترس از دست دادن با خطای افزایش گزینه‌‌ها

شما وقتی برای خرید دو انتخاب دارید با خرید یک جنس در واقع مورد دیگر را از دست می‌دهید ( موردی را که هنوز به دست نیاورده‌اید ) در اصل اینجا یک واحد شادی با دو و نیم واحد نگرانی از دست دادن روبرو است اما نهایتاً انتخاب ساده تر است زیرا قدرت ترس خیلی زیاد نیست و احتمالا نیاز شما به محصول و عوامل بیشتر و موثر دیگر در خرید بر این مقدار ترس غلبه می‌کند.

اما وقتی گزینه‌ها به سه عدد می‌رسد انتخاب یک مورد، یعنی از دست دادن دو مورد دیگر، و هرچه تعداد آنها بیشتر می شود احساس ترسِ از دست دادن بر شادیِ بدست آوردن افزایش می‌یابد.

و حالا تصور کنید گزینه‌های انتخابی شما ۲۴ مورد باشد. در این وضعیت، انتخاب یک مورد به معنی از دست دادن  ۲۳ مورد دیگر به عبارتی ۱ واحد شادی می‌خواهد با    ۵۷٫۵  ( ۲٫۵  *۲۳ ) واحد نگرانی روبرو شود و ذهن نیاز به فرصت بیشتری دارد تا  دلایل قابل قبولی برای مقابله با این ترس بدست بیاورد.

خطاهای شناختی در زندگی ما

چندین سال پیش یکی از دوستانم در علت تردید و تاخیرش در مورد خرید کفش می‌گفت:

من تا وقتی دنبال یک جفت کفش خوب هستم احساس می‌کنم همه کفش‌های فروشگاه‌ها مال من است اما به محض اینکه کفشی را انتخاب می‌کنم و  می‌خرم  همه آنها را از دست داده‌ام و فقط صاحب کفشی هستم که خریده‌ام. شاید این حرف یک شوخی ساده به نظر بیاید اما ریشه در همین خطای شناختی دارد.

انباری خانه‌ها نمونه‌ی دیگر این واقعیت است که همه ما بیشتر علاقمند به جمع کردن اشیائی هستیم که از دور ریختن آنها می‌ترسیم. ضرب المثل: هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید هم توجیه مناسبی می‌شود برای مخفی کردن این ترس.

چاره کار چیست؟  آیا به خاطر خطاهای شناختی باید اجناس فروشگاه را  کم کرد؟

کار شما به عنوان یک مدیر کسب و کار این است که مواظب باشید مشتریان شما در دام این خطاهای شناختی گرفتار نشوند تا دست خالی فروشگاه شما را ترک کنند. در زیر راهکار‌هایی برای حل این مشکل ارائه شده که متناسب با کسب و کارتان می‌توانید از آنها استفاده کنید.

 ۱ – کاهش گزینه‌ها با حذف برخی از موارد

کاهش گزینه‌های فروش برای خیلی از فروشندگان کاری سخت و دشواری است اما ممکن است این تنها راهکار موجود باشد و لازم باشد فوراً‌  این‌کار را انجام دهید. شاید با تمرکز برروی دو یا سه مورد پرفروش بهترین سودآوری را برای کسب و کارتان به ارمغان بیاورید.

آلن مولالی وقتی به عنوان مدیر جدید شرکت فورد انتخاب شد دقیقاً با همین استراتژی توانست شرکت فورد را در اوج بحران اقتصادی آمریکا از ورشکستگی نجات دهد.

کاهش گزینه‌ها در شرکت اتومبیل سازی فورد

ماجرا از این قرار بود که شرکت فورد در آن زمان در حال ورشکستگی بود که سکان هدایت آن به دست این مدیر قدرتمند سپرده شد. هر چند راهکارهای او در ابتدا با مخالفت اطرافیانش همراه بود اما در نهایت با نجات شرکت را از ورشکستگی به دیگران ثابت کرد که ایده‌های او درست بوده.  کار مهمی که آلن مولالی انجام داد کاهش گزینه‌های فروش بود. در آن زمان شرکت فورد صدها مدل اتومبیل تولید می‌کرد که مدیریت جدید آنها را به چند گزینه پر فروش کاهش داد. همین ایده به ظاهر ساده باعث شد فروش شرکت دوباره افزایش پیدا کند و شرکت بدون هیچ کمکی از دولت خود را در بازآفرینی کند.

شاید شما نتوانید گزینه‌های زیادی را حذف کنید. در این صورت بهترین کار اینست که اجناس یکنواخت را با قیمت‌های نزدیک به هم حذف کنید. زیاد کردن فاصله قیمت اجناس کمک می‌کند مشتری راحت‌تر تصمیم‌گیری کند.

فروشگاه والمارت با آگاهی از خطاهای شناختی، کره‌های بادام زمینی را از حدود ۱۰ نوع به ۲ نوع رساند که اختلاف قابل توجهی نسبت به هم داشتند و فروش را افزایش پیدا کرد.

۲ – دسته‌بندی گزینه‌ها

شاید وجود تنوع در فروشگاه لازم و ضروری باشد و به هیچ عنوان نتوانیم آنها را حذف کنیم در این صورت با دسته‌بندی گزینه‌ها مشتری را به سمت گزینه مورد نظرش هدایت کنید. این دسته‌بندی با توجه به نوع کسب و کار شما ممکن است متفاوت باشد. دسته بندی به مشتری کمک می‌کند بدون دخالت شما سراغ گزینه‌های کمتری برود و در نتیجه زودتر به تصمیم نهایی برای خرید برسد. به عنوان مثال یک کتابفروشی معمولا این دسته بندی را به صورت موضوعی انجام می‌دهد. یا یک عینک فروشی حرفه‌ای این کار را بر اساس فرم عینک‌ها انجام می‌دهد. هر چند این دسته بندی‌ها ممکن است کاملا خلاقانه هم باشد اما در زیر چند نمونه از دسته‌بندی‌های معمول بیان شده که شما با توجه به کسب و کارتان می‌توانید از آنها استفاده کنید تا خطاهای شناختی را به حداقل برسانید.

الف – دسته بندی بر اساس موضوع و نوع جنس

کاری که کتاب فروشی‌ها، هایپر مارکت‌ها و … انجام می‌دهند

ب – دسته بندی بر اساس قیمت

کاری که مشاورین املاک انجام می‌دهند

ج – دسته بندی بر اساس پرفروشترین‌ها و یا امتیاز خریداران

کاری در بیشتر فروشگاه‌های مجازی نظیر بازار و مارکت انجام می‌شود

د – دسته بندی بر اساس پر بازدیدها

سایت‌های خبری و آموزشی از این دسته‌بندی استفاده می‌کنند.

ه – دسته بندی بر اساس سن و سال

کتاب فروشی‌ها و فروشگاه‌های پوشاک از این مورد استفاده می‌کنند

۳ – مشاوره خرید به مشتری

گاهی با وجود دسته‌بندی مشتری بازهم به راحتی نمی‌تواند تصمیم بگیرد و باید شما کمکش کنید تا سریعتر به یک انتخاب درست برسد. فرض کنید شما فروشنده محصولات ارگانیک هستید و پنج مدل عسل در فروشگاه‌تان دارید. قیمت‌ عسل‌ها تفاوت زیادی با هم نمی‌کند و مشتری نمی‌داند کدام نوع عسل بیشتر مورد استفاده اوست  شما باید خیلی سریع دلیل خرید مشتری را با سوالات درست از او جویا شوید و  عسلی را به او معرفی کنید که مناسب او باشد. توضیحات شما باید با قاطعیت و اعتماد بنفس باشد تا مشتری سریع در انتخاب نهایی تصمیم‌گیری کند.

این موضوع اولاً به توانایی شما در پرسیدن سوالات مناسب و پیدا کردن دلیل خرید مشتری دارد و ثانیا بستگی به شناخت کامل شما از محصول‌تان، و اینکه  بتوانید توضیحات قانع کننده به مشتری درباره آن بدهید.

در اینگونه موارد اولین کاری که باید انجام دهید اینست که مواردی را که مطمئن شدید بدرد مشتری نمی‌خورد از جلوی چشم مشتری دور کنید تا مشتری در بین دو یا سه انتخاب با مشورت شما راحت‌تر به نتیجه برسد.

اگر در نحوه ارائه فروشندگان حرفه‌ای پوشاک دقت کنید متوجه می‌شوید که آنها در زمانی که مشاوره خرید را به مشتری می‌دهند گزینه‌های اضافی را از جلوی دید مشتری حذف می‌کنند تا مشتری راحت بین دو یا سه گزینه موجود راحت‌تر  تصمیم به انتخاب بگیرد.

وقتی در جایگاه مشتری هستیم چگونه در دام خطاهای شناختی گرفتار نشویم؟

برای اینکه با دیدن محصولات مختلف وقت خود را برای یک گزینه از بین صدها گزینه تلف نکنید کافی است از قبل معیارهای روشنی و شفافی را برای خود تعیین کرده باشید. به عنوان مثال اگر قصد خرید یک جفت کفش را دارید کافیست برای خود مشخص کنید که این کفش قرار است مجلسی باشد یا اسپورت و اگر مجلسی است بنددار باشد یا بدون بند و اولویت رنگ آن سیاه باشد یا قهو‌ه‌ای یا …. مدل چرم آن براق باش یا مات و یا …. 

مشخص شدن این معیارها باعث می‌شود به راحتی اکثر گزینه‌ها حذف شود و خطاهای شناختی ناخواسته شما را گرفتار نکند.

منتظر ایجاد انگیزه نمانید

متاسفانه از انگیزه خبری نیست. برای خود هدف مشخص می‌کنید، برنامه ریزی هم کرده‌اید،  ظاهراً باید همه چیز خوب پیش میرفت، اما نبودن انگیزه در شروع و یا ابتدای کار  به تنبلی و اهمال‌کاری ختم شده.

گویی اطلاعات موجود برای حرکت چیزی کم دارند و نیاز به مطالب جدیدی برای انگیزه بخشی است. ظاهرا ذهن نسبت به جملات انگیزشی موجود سِر شده و هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد.

قرار بود انگیزه مانند سوخت ماشین اهداف را روشن کند اما فعلا نبودن آن بهانه‌ای شده برای اقدام نکردن.

انگیزه چیست؟

انگیزه در فرهنگ لغت فارسی  به معنی دلیل و علت و در فرهنگ لغت وبستر به معنی ” حالت اشتیاق برای انجام کار ” بیان شده به قول دن آریلی شاید اگر بخواهیم معادله‌ای بنویسیم که تمام عناصر انگیزه را در خود داشته باشد در یک سمت معادله واژه انگیزه خواهد بود و در سمت دیگر باید تمام واژه‌های پول، رضایت، هدف، توجه، تامین‌بازنشستگی، احساس‌غرور و….. قرار گیرد.

 

آنچه ما از انگیزه نیاز داریم

فعلا به معانی پیچیده انگیزه کاری نداریم. در این مقاله منظور ما از انگیزه یعنی «نبودن حس انجام کار» و فعلا مشکل اینست که بسیاری از افراد موفق بدون استفاده از دوش جملات انگیزشی و  داشتن این حجم اطلاعات هر روز بهتر از دیروز عمل می‌کنند و به پیش می‌روند و عده‌ای دیگر هنوز منتظرند تا حس انجام کار در آنها ایجاد شود.

 

یک باور جدید:  شروع کن  سرو کله‌ انگیزه پیدا می‌شود.

 

انگیزه را فراموش کنید فقط اقدام کنید.

چاک کلوز نقاش ثروتمند آمریکایی که نقاشی‌های گران قیمت او شهرت جهانی دارد، در جواب خبرنگار یک شبکه تلویزیونی که از او پرسید شما چگونه ای برای کارهای‌تان انگیزه می‌گیرید با نیشخندی گفت :

انگیزه برای مبتدی‌هاست حرفه‌ای‌ها بلند می‌شوند کارشان را انجام می‌دهند.

چاک

بخش عمده‌ای از دلیل موفقیت بزرگان در همین جمله به سادگی بیان شده. جمله چاک کلوز شاید کارکرد یک جمله انگیزشی را داشته باشد ( حداقل برای من در ابتدا اینگونه بود ) اما خیلی زود متوجه شدم این جمله پشتوانه‌ای کاملاً علمی دارد. توضیح علمی این عبارت در  استعاره ” ماشین رفتار ” دکتر ویلیام گلاسر به خوبی بیان شده است.

ویلیام گلاسر و استعاره ماشین رفتار”

ویلیام گلاسر بینان‌گذار تئوری انتخاب برای نشان دادن رفتار انسان از استعاره”ماشین رفتار” استفاده می‌کند و به خوبی توضیح می‌دهد که یک رفتار در کدام قسمت‌ها تحت کنترل مستقیم و در کدام قسمت‌ها تحت کنترل غیر مستقیم ماست. طبق این  تعریف، رفتار ما از چهار جزء تشکیل شده که به ترتیب عبارتند از

فکر ، احساس، فیزیولژی (حالت بدن) و اقدام.

به عبارت دیگر در حالت نرمال یک رفتار بعد از طی این چهار مرحله در انسان شکل می‌گیرد.

رفتار

مثال اول:

رفتار معمولی یک فرد وقتی صدای مشکوکی می‌شنود

اول : فکر می‌کند دزدی وارد خانه شده

دوم: احساس ترس می‌کند.

سوم: حالت بدن‌ تغییر می‌کند ( آماده فرار یا دفاع می‌شود )

چهارم: اقدام به فرار می‌کند یا آماده حمله می‌شود.

مثال دوم:

رفتار معمولی یک فرد وقتی مورد توهین قرار می‌گیرد

اول: فکر می‌کند از  اعتبارش کم شده

دوم: احساس خشم به شما می‌کند

سوم: حالت بدنش تغییر می‌کند ( دست مشت می‌شود )

چهارم: به توهین کننده حمله می‌کند

هر رفتار دیگری را نیز می‌توانید با همین مراحل مرور کنید.

نکته مهم و یک خبر خوب اول

کنترل دو چرخ جلوی ماشین ( تفکر و اقدام ) در اختیار مستقیم ماست و دو چرخ عقب تابع دو چرخ جلو هستند و ما نسبت به آنها کنترل غیر مستقیم داریم. بنابر این اگر در دو چرخ عقب مشکلی پیش بیاید ما می‌توانیم با حرکت دو چرخ جلو، چرخ‌های عقب و در نتیجه رفتاری درست را برای خود رقم بزنیم.

به عبارت دیگر ما می‌توانیم با اقدام ( یک چرخ جلو ) احساس و فیزیولژی را تحت کنترل خود در بیاوریم. در مثال دوم دقت بفرمایید اگر شخصی فکر خود را نسبت به توهینی که به او می‌شود عوض کند ( مثلا فکر کند او توهین کننده منظورش او نبوده )  چه احساسی به او دست خواهد داد. برای کنترل فکر به کار ممارست و زمان زیادی نیاز داریم.

خبر خوب دوم

 برای کنترل چرخهای عقب ماشین رفتار می‌توانیم از چرخ ” اقدام ” استفاده کنیم. وقتی احساس خستگی می‌کنیم کافی است فورا اقدامی ( تغییر در چرخ جلو ) صورت دهیم  تا احساس خستگی بر طرف شود. ( تغییر در چرخ عقب )

تغییر در فکر نیز می‌تواند در چرخ‌های عقب ( احساس و فیزیولژی) تغییر ایجاد کند اما تغییر در فکر به سادگی اقدام نیست و ممکن است به زمان بیشتری نیاز باشد و در هر زمینه‌ای هم قابل به سادگی قابل اجرا نباشد . به عنوان مثال شما با تغییر فکر ( چرخ جلو ) نمی‌توانید بر ضربان قلب خود که تغییر حالت بدن است تاثیر داشته باشید اما با اقدام یعنی چند حرکت ورزشی به راحتی می‌تواند این نتیجه را به دست آورید.

تغییر یک احساس با اقدام

با توجه به موضوع بالا هر احساسی را می‌توان با طرز فکر درست و یا یک اقدام تغییر داد.

این احساس می‌تواند احساس کسالت، رخوت و بی‌انگیزگی باشد. کاری که همه افراد موفق دانسته یا ندانسته و با تجربه به آن پی برده‌اند و از آن به خوبی در زندگی استفاده کرده‌اند. بنابر این برای غلبه بر احساس بی انگیزگی کافی است مانند یک حرفه‌ای دست به اقدم بزنید.

این روش حرفه‌ای‌ها است من که مبتدی‌ام چی!؟

اولین باری که ایده چاک کلوز را درباره انگیزه با یکی از دوستانم در میان گذاشتم  در واکنش به این پیشنهادم فورا گفت: این تکنیک برای یک حرفه‌ای است و من که مبتدی هستم باید چه کار کنم؟ سوال درستی هم بود. اگر  اقدام کردن به همین راحتی بود کسی مبتدی نمی‌ماند و همه حرفه‌ای می‌شدند!  واقعیت زندگی پیرامون ما هم همین را نشان می‌دهد اما سوالی که مطرح  است اینست که یک مبتدی چگونه می‌تواند از این ایده استفاده کند؟ به عبارت دیگر چرا با  دانستن این ایده و شناخت ماشین رفتار باز هم اتفاق خاصی صورت نمی‌گیرد

قانون ۵ ثانیه، دستورالعملی کاربردی برای مبتدی‌ها

خالق این قانون، خانم مل رابینز است که کتابی نیز با همین عنوان دارد او داستان خلق این ایده را درکتاب خود اینچنین بیان می‌کند:

” من قانون پنج ثانیه را هفت سال پیش کشف کردم . قبل از اینکه برای شبکه تلویزیونی CNN کار کنم. قبل از اینکه سخنرانی تد را داشته باشم ، قبل از اینکه ویراستار مجله موفقیت  شوم ، وکتابم را بنویسم و دو تا کسب وکار تاسیس کنم و بفروشم.

در واقع این قانون را در بدترین روزهای زندگیم پیدا کردم. شوهرم یک رستوران در حد موفقیت اوبر داشت ، اما بدلیل چند تصمیم ریسکی به ورشکستگی کامل سقوط کرد. یک ور شکستگی مالی …. داشتیم تمام آن چیزهایی را که یک عمر برایشان تلاش کرده بودیم از دست می‌دادیم و برای من بسیار دشوار بود که با این مساله کنار بیایم.

کم کم بلند شدن از تخت برایم تبدیل به سخت‌ترین کار دنیا شد. ساعتم هرروز زنگ می‌خورد و من خاموشش می‌کردم. می‌دانستم باید چکار کنم ، باید بیدار می‌شدم و بچه ها را به مدرسه میبردم. اما بجای آن مدام دکمه توقف زنگ ساعت را می‌زدم. بارها و بارها… هرروز.

هر شب در تخت دراز می‌کشیدم و به این فکر می‌کردم که باید چکار کنم. باید یک شغل پیدا می‌کردم تا بتوانیم بدهی ها و هزینه هایمان را پرداخت کنیم باید با همسرم مهربان تر می‌شدم و اجازه نمی‌دادم که این بحران مالی رابطه مان را خراب کند. باید بعنوان یک مادر با این ترس فلج کننده ام مبارزه می‌کردم تا بچه هایم هم آن را احساس نکنند. کاملا می‌دانستم باید چکار کنم اما نمی توانستم آن را انجام دهم. کم کم تا جایی پیش رفت که بچه ها برای مدرسه دیرشان می‌شد و دیر به کلاس می‌رسیدند، اینجا بود که زنگ خطری برایم شد که این وضعیت دیگر نمی‌تواند به همین شکل ادامه پیدا کند.

قانون پنج ثانیه چیزی بود که ساختم تا زمانی که نمی‌خواهم کاری را انجام دهم، عقب انداختن را کنار بگذارم و وارد عمل شوم تا حالا شده که یک لیست برای انجام کارهایتان داشته باشید ولی آنها را دنبال نکنید؟ در اینصورت کامل شبیه هم هستیم، من هرروز یک لیست از کارهایی که باید انجام دهم، می‌نوشتم اما بندرت انها را انجام می‌دادم ، بعدها فهمیدم که :

۱- دانستن اینکه باید چکار کنید هرگز کافی نخواهد بود

۲- دانستن این که چرا باید آن را انجام دهید باز هم کافی نخواهد بود

ما به چیزی نیاز داریم که در مواقع لازم ما را در وضعیت ذهنی و روانی عمل کردن قرار دهد. چون اگر نشسته‌اید و منتظرید که یک زمان انگیزه لازم سراغتان بیاید ، باید بهتان بگویم که مدت زمان زیادی باید بنشینید.”

مل

قانون ۵ ثانیه را چگونه پیاده سازی کنیم؟

قانون ۵ ثانیه میگوید فاصله تصمیم‌گیری تا  پیدا شدن یک بهانه برای عملی نشدن آن تصمیم  فقط ۵ ثانیه است. بنابراین با یک شمارش معکوس از ۵ به ۱ فوراً‌ کاری در جهت اقدام آن انجام دهید، در غیر اینصورت ذهن شما به احتمال زیاد دلیلی به شما خواهد داد که این کار را فعلا انجام ندهید.

اگر می‌خواهید ایده جدیدی که به درستی آن شک نداردید در کسب وکارتان ایجاد کنید و نمی‌دانید از کجا شروع کنید. همین الان یک کار در جهت انجام آن انجام دهید و دست به کار شوید لازم نیست که نگران چالش‌ها و مشکلات یک سال یا پنج سال آینده باشید، هر بار فقط کافیست در یک جنگ پنج ثانیه‌ای با خودتان پیروز شوید. با همین بُردهای پنج ثانیه‌ای کوتاه می‌توانید کل مسیر ده یا بیست ساله به سمت موفقیت را طی کنید.

 قانون دو دقیقه، تیر خلاص بی‌انگیزگی

ایده قانون دو دقیقه از دیوید آلن مشاور مدیریت زمان و نویسنده کتاب” به سرانجام رساندن کارها ” است.
اگر کارهای زیادی را  دارید که انگیزه کافی برای انجام آن ندارید یا با شروع کارها انگیزه‌تان ته می‌کشد می‌توانید با قانون دو دقیقه کارها را تمام کنید.

تفاوت این این ایده با قانون ۵ ثانیه در این است که این قانون می‌گوید در زمان بی ‌حوصلگی به سراغ کارهای کوچک دو دقیقه‌ای برو و از این دست کارها را تمام کن . تمام شده کارها به تو انرژی حرکت بیشتر می‌دهد و راه را برای انجام کارها بزرگتر باز می‌کند.

در مرحله دوم می‌توانید کارهای بزرگتر را به بازه‌های دو دقیقه‌ای تقسیم کنید و فعلا تصمیم بگیرید فقط دو دقیقه از کار‌های عقب مانده را پیش ببرید و جلو بروید. انجام دو دقیقه از کارها و به اصطلاح زخمی شدن کار امکان اتمام کار را به شدت افزایش می‌دهد.

دیوید آلن در باره این ایده می‌گوید:
من یک قانون دو دقیقه ای دارم که می گوید: اگر تصمیم بگیرید کاری در دو دقیقه انجام شود، در واقع باید همان وقت آن را درست انجام دهید؛ چون سازماندهی و بررسی آن بیشتر از دو دقیقه طول خواهدکشید؛ تا این که در همان اولین لحظه ای که توجه تان به آن جلب شد، آن را انجام دهید. اگر از پرسیدن این سوال که کار بعدی چیست، اجتناب نکنید، بسیاری از کارهای دو دقیقه ای را می توان در همان لحظه انجام داد. اکنون، زمان بسیاری در اختیار دارید برای کارهایی، همچون تهیه طرح ابتدایی یک نقشه، که نیاز به زمان بیشتری دارند، صرف کنید. شما نمی خواهید که آن را در ظرف دو دقیقه انجام دهید. بهتر است در اوقات دو دقیقه ای، بسیاری از کارهای کوچک همچون پاک کردن ایمیل های قدیمی یا پاکسازی فایل ها را انجام دهید.

وقتی که زمان کوتاهی می‌یابم و چندان انرژی برای انجام کارهای بزرگ ندارم، کارهای کوچک فراوانی در اطرافم هست که می‌توانم انجام شان بدهم. فرض کنید یک مکالمه تلفنی را به پایان رسانده‌ام و تا هفت دقیقه کاری ندارم، این احتمال وجود دارد که ایمیل‌های بی ارزش را پاک کنم یا فایلی را پاکسازی کنم یا شاید بروم یک فنجان قهوه بگیرم.

بسیاری از کارهای که دارید آنقدر ها هم سخت نیستند که نتوان انجام داد شما به اندازه کافی استعداد و توانایی برای انجام این کارها دارید اما به دلیلی شروع نمی‌کنید.

با قانون دو دقیقه می توانید بر به تعویق انداختن کارها و تنبلی غلبه کنید. استفاده از این قانون اینقدر آسان است که نمی‌توانید بهانه‌ای برای انجام ندادن آن بیاورید.

دیوید آلن

بسیاری از کارهای شما در دو دقیقه انجام نمی‌شوند اما برای شروع این کارها دو دقیقه کافیست. هر کاری که انجام دادن آن برایتان سخت است را فقط دو دقیقه شروع کنید.

می خواهید کتاب بنویسید فقط دو دقیقه بنویسید بعد از نوشتن جمله اول که دو دقیقه یا کمتر طول می کشد درگیر کار شده‌اید و می‌توانید برای یک ساعت هم بنویسی.

دوست دارید کتاب های زیادی مطالعه کنید فقط دو دقیقه شروع به مطالعه کنید اگر مطلب جذاب باشد درگیر شده و ادامه می دهید.

می خواهید ورزش کنید در دو دقیقه کفش های اسپرت خود را بپوشید و از خانه بیرون بروید حتما ورزش خواهید کرد.

این قانون بر اساس یک اصل فیزیک است که می‌گوید اشیا تمایل به حفظ وضعیت موجود دارند یعنی اگر در حال حرکت باشند تمایل دارند که حرکت خود را ادامه دهند. این قانون برای رفتارهای ما نیز صادق است اغلب ما دوست داریم وضعیت خود را حفظ کنیم و شروع کار برای‌مان مشکل است برای همین خوابیدن به موقع شب‌ها و بیدار شدن صبح کاری سخت است چون بدن تمایل دارد در وضعیت سابقش باشد.

 همین الان انجام بده

کوتاه کردن زمان تصمیم تا اقدام از شما انسان متفاوتی می‌سازد. انگیزه کدام کارها را ندارید. مهمترین آنها که می‌تواند بیشترین تاثیر را داشته باشد کدام است؟ به جواب این سوال فکر کنید به محض اینکه جواب را پیدا کردید، همین الان انجامش دهید ….  پنج، چهار، سه ، دو ، یک… شروع کنید و دو دقیقه از آن کار را انجام دهید.