نوشته‌ها

نام کتاب: هنر شفاف اندیشیدن
نویسنده: رولف دوبلی
مترجم: عادل فردوسی‌پور- بهزاد توکلی علی شهروز
انتشارات: نشر چشمه
تعداد صفحات کتاب ۳۲۵
موضوع: روان‌شناسی بهبود فردی

کتاب هنر

کتاب هنر شفاف اندیشیدن می‌گوید: شما هر روز با ده‌ها تصمیم‌گیری همراه هستید که در هر کدام ممکن است با یک خطای شناختی همراه باشد. خطایی که کاملا پنهان است و شاید بار‌ها و بارها آن را تکرا کنید و هیچگاه متوجه آن نشوید!!!  رولف دوبلی در این کتاب شما را با ۹۹ خطای شناختی رایج آشنا می‌کند. شناخت این خطاها به شما کمک می‌کند که قبل از هر تصمیم، چند دقیقه‌ای مکث کنیم و از خود بپرسیم؛ آیا در تصمیمی که می خواهم بگیرم ممکن است یکی از این ۹۹ خطا سهمی داشته باشد؟

کتاب هنر شفاف اندیشیدن در ایران به خوبی جایگاه خود را در بین اهل کتاب باز کرد و شاید بتوان گفت بخشی از شهرت این کتاب در ایران به خاطر نام عادل فردوسی پور مفسر و مجری  پرحاشیه تلویزیون به عنوان یکی از مترجمان این کتاب می‌باشد. جالب است بدانید رولف دوبلی، نویسنده کتاب هم بدون حاشیه نیست، و برخی او را متهم می‌کنند که این کتاب محصول یک سرقت ادبی از کتاب نسیم طالب است.

رولف روبلی کیست؟

رولف وبلی نویسنده  سوئدی است که چند رمان هم در کارنامه خود دارد او فارغ‌التحصیل دانشگاه سنت گالن سوئیس است و از این دانشگاه دکترای فلسفه اقتصاد و ام‌بی‌ای دارد

دوبلی از مؤسسان سایت  getAbstractاست. کار این سایت فروش خلاصه کتاب‌هاست. عمده شهرت رولف دوبلی به خاطر کتاب هنر شفاف اندیشیدن است اما کتاب هنر خوب زیستن از این نویسنده معروف است.

در سال۲۰۰۴ در یک آشنایی با  نسیم نیکولاس طالب ایده نوشتن این کتاب شکل می‌گیرد.

نسیم نیکولاس طالب نویسنده کتاب قوی سیاه یک از کسانی است که مدعی  است رولف دوبلی مطالب کتاب هنر شفاف اندیشیدن را از او سرقت کرده است.

کتاب هنر شفاف اندیشیدن در ۹۹ قطعه مستقل کوتاه ، همراه با داستان و مثال و خاطره است که خواندن و آموختن را آسان و لذت بخش می‌کند. در انتهای این مقاله می‌توانید pdf  خلاصه کتاب را دانلود کنید.

 

قسمت‌های از  کتاب هنر شفاف اندیشیدن

 

چرا تیم ها تنبل اند؟ کم کاری اجتماعی

سال ۱۹۱۳، ماکسیمیلی بن رینگلمن، مهندس فرانسوی، عملکرد اسب‌ها را مطالعه کرد. او نتیجه گرفت قدرت دو حیوان که کالسکه را می‌کشند با دو برابر قدرت یک اسب برابر نیست. رینگلمن شگفت زده از این نتیجه آن را به انسان ها هم تعمیم داد. چند مرد باید طنابی را از دو سو می‌کشیدند. او نیروی به کار گرفته شده از هر طرف را اندازه‌گیری کرد. به طور میانگین، اگر دو نفر با هم طناب را بکشند، هر کدام فقط ۹۲ درصد از قدرت خود را به کار می‌گیرند. وقتی سه نفری با هم بکشند، این عدد ۸۵ درصد است و اگر هشت نفر بکشند، فقط از ۴۹ درصد قدرت خود بهره می گیرند. علم چنین چیزی اثر کم کاری اجتماعی می‌نامد. این پدیده وقتی اتفاق می‌افتد که عملکرد فردی به طور مستقیم قابل مشاهده نیست و با تلاش گروهی آمیخته می شود

وقتی مردم کاری را با هم انجام می‌دهند، عملکردهای فردی کاهش پیدا می‌کند. این شگفت آور نیست. چون نیروی مصرف شده از طرف ما به رغم کاهش به طور کامل صفر نمی‌شود. کم کاری اجتماعی فقط در عملکرد فیزیکی ما اتفاق نمی‌افتد. ما به لحاظ ذهنی هم کم‌کاری می کنیم. برای مثال، در جلسه‌های هر چه تیم بزرگ‌تر باشد، مشارکت فردی ضعیف‌تر می شود. اما به محض آن که شرکت کنندگان به یک تعداد مشخص برسند، عملکرد ما ثابت می‌شود. مهم نیست گروه شامل بیست نفر باشد با صد نفر، اینرسی بیشینه حاصل شده

در نتیجه، مردم در گروه‌ها نسبت به وقتی که تنها هستند متفاوت رفتار می‌کنند ( در غیر این صورت، اصلا گروهی در کار نبود)، با آشکار شدن عملکردهای فردی تا حد امکان، می توان نقاط ضعف گروه‌ها را خفیف کرد. زنده باد شایسته سالاری! زنده باد جامعه‌ی عملکرد محور!

کتاب

دقیقاً‌ مشخص نیست چه کسی این ایده که تیم‌ها بسیار بیشتر از افراد، موفق می‌شوند را مطرح کرد. اما به احتمال زیاد کار کپیِ کشورهای غربی از ژاپنی هایی بود. آنها به صورت تیمی کار می‌کردند و در مقطعی یک جهش صنعتی چشمگیر داشتند. غافل از اینکه مدل ژاپنی‌ها را نمی‌توان با آمریکا‌ی‌ها و اروپایی‌ها تکرار کرد. چون کم کاری اجتماعی در ژاپن به ندرت اتفاق می‌افتد و در غرب تیم‌ها فقط و فقط در صورتی بهتر عمل می‌کنند که کوچک باشند و از افراد مختلف و متخصص باشند.

 

کار تیمی


اشتیاق خود را مهار کن نفرین برنده

تگزاس در دهه ی ۱۹۵۰ میلادی؛ یک تکه زمین به حراج گذاشته میشود. ده شرکت نفتی برای تصاحب آن رقابت می‌کنند. هر کدام برای آن ارزشی تخمینی در نظر گرفته‌اند. کمترین تخمین ده ملیون دلار و بیشترین آن صد ملیون دلار است. هرچه قیمت در مزایده بالاتر برود، شرکت های بیشتری مزایده را ترک می‌کنند. در نهایت، یک شرکت بیشترین پیشنهاد را ارایه می دهد و برنده می شود.

نفرین برنده اشاره می‌کند که برنده ی مزایده معمولا بازنده ی آن خواهد بود. تحلیلگران صنعت می گویند شرکت هایی که مرتب از مزایده ی زمین های نفتی پیروز بیرون می آیند، همیشه بیش از حد پول می پردازند و سال ها بعد شکست می خورند. که قابل درک است. اگر تخمین ها بین ده تا صد ملیون دلار تغییر کند، قیمت واقعی به احتمال زیاد جایی بین این قیمت هاست. بالاترین پیشنهاد در حراجی معمولا بیش از حد بالاست، مگر آنکه این پیشنهاد دهنگان اطلاعاتی حیاتی داشته باشند که بقیه از آن بی خبرند. در تگزاس چنین مسئله‌ای وجود نداشت. مدیران نفتی در حقیقت پیروزی پر هزینه ای را جشن می‌گرفتند.

چرا ما قربانی تفرین برنده می شویم؟ اول، ارزش واقعی خیلی چیزها مشخص نیست. به علاوه، هر چه طرف‌های درگیر علاقه مندتر باشد، احتمال دادن پیشنهاد از روی هیجان بالا می‌رود. دوم، ما می خواهیم رقبا را شکست دهیم

در نتیجه این عبارت حکیمانه راجع به حراجی را از وارن بافت بپذیر «به حراجی نرو.» اگر مجبوری در صنعتی کار کنی که مزایده بخش جدایی ناپذیر آن است، یک قیمت بیشینه را در نظر بگیر و بیست درصد از آن کم کن تا نفرین برنده را خنثی کنی، این عدد را روی یک تکه کاغذ بنویس و حتی یک سنت هم از آن بالاتر نرو.

وارن بافت


توهم پیش بینی

« فیس‌بوک ظرف سه سال به سایت شماره یک در زمینه سرگرمی تبدیل می‌شود.»

« تغییر رژیم در کره ی شمالی طی دو سال آینده.»

« نبود نفت خام ظرف پانزده سال آینده»

هر روز کارشناسان ما را با پیش بینی هایشان بمباران می‌کنند. اما آنها چه قدر قابل اعتماد‌اند؟ تا چند سال قبل، کسی به خودش زحمت نمی‌داد این پیش بینی ها را بررسی کند تا این که فیلیب تت لاک دست به کار شد.

او در یک دوره ده ساله ۲۸۲۶۱ پیش‌بینی را از ۲۸۴ نفر، که خود را متخصص می‌دانستند، ارزیابی کرد. نتیجه: متخصصان، به لحاظ دقت، فقط اندکی بهتر از کسی که به صورت تصادفی پیش‌بینی می‌کند عمل کرده بودند و از بین آنها، بدترین پیش‌بینی‌ها مربوط به نابودی و فروپاشی بود.

مشکل این است که کارشناسان از آزادی عملی که عواقب کمی برای‌شان به همراه دارد، لذت می برند. اگر شانس بیاورند، از هیاهوی تبلیغاتی، پیشنهادهای مشاوره‌ای و قراردادهای انتشاراتی لذت می‌برند. اگر هم کاملا اشتباه پیش‌بینی کرده باشند، با هیچ جریمه‌ای مواجه نمی‌شوند، چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ از دست رفتن وجهه. در واقع هر چه بیشتر پیش‌بینی کنند، تصادفا تعداد بیشتری از پیش‌بینی هایشان درست از آب در می‌آید.

رولف

بنابراین وقتی با یک پیش‌بینی مواجه می شوید، نگاه‌تان انتقادی باشد. هر وقت به پیش‌بینی یک نفر گوش می‌دهم، عمدا لبخند می‌زنیم، مهم هم نیست چه قدر این کار ناراحت کننده باشد. سپس از خودم دو سوال می‌کنم؛ اول، کارشناس چه انگیزه‌ای داشته؟ دوم، نرخ موفقیتش چه میزان است؟ در طول پنج سال قبل چند بار پیش‌بینی کرده؟ از بین آن ها، چند تا درست بوده‌اند و چند تا غلط؟

در نهایت چون کاملا مناسب این بحث است – نقل قولی از تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا، می‌آورم ، من پیش بینی نمی‌کنم. هرگز نکرده‌ام و هرگز هم نخواهم کرد.»


دانلود کتاب هنر شفاف اندیشیدن

لطفا نظر خود را درباره این مقاله بنویسید. متشکرم

نام کتاب: سکوت؛قدرت درون‌گراها در جهانی که از سخن گفتن نمی‌ایستد
نویسنده: سوزان کین
مترجم: درسا عظیمی
انتشارات: نشر البرز
تعداد صفحات: ۳۷۳
موضوع: درون‌گرایی

کتاب سکوت

اولین تجربه من از درونگرایی

هر بار که در کارگاه‌های شخصیت‌شناسی mbti  بحث درونگرایی و برونگرایی را شروع می‌کنم، برخی نسبت به پذیرفتن شخصیت درونگرای خود مقاومت می‌کنند و سعی می‌کنند دنبال نشانه‌هایی باشند تا شاید خود را در گروه برونگراها جا دهند. و باز تعدادی که متقاعد شده‌اند درون‌گرا هستند با احتیاط سوال می‌پرسند که: ” آیا یک شخصیت درون‌گرا هم می‌تواند برون‌گرا بشود؟ ” و یا اینکه “چه کارهایی بکنیم می‌توانیم برون‌گرا شویم؟ “.

به آنها حق می‌دهم. شخصیت من هم درون‌گراست و این احساسی بود که سال‌ها پیش وقتی اولین بار با این مباحث ‌آشنا شدم آن را تجربه کرد‌ه‌ام. و جالب اینکه دخترم که دوره ابتدایی را طی می‌کند وقتی از شخصیت درونگرای خودش با معلمش صحبت کرده بود، معلمش حرفش او را تایید کرده بود و توصیه کرده بود  سعی کند برونگرا شود!!! ( البته این معلم بزرگوار احتمالا منظورش این بوده که باید رفتارهای برون‌گرایی را  یاد بگیرد. )

درهر صورت من خیلی زود متوجه شدم درون‌گرایی و برون‌گرایی هیچ‌کدام ایراد و امتیاز خاصی در نوع زندگی، موفقیت و خوشبختی نمی‌تواند داشته باشد، و این تمام آن چیزی است که سوزان کین نویسنده کتاب سکوت می‌خواهد آن را به مخاطبش منتقل کند. هر چند آن موقع این کتاب نبود و من چالش های درون‌گرایی خودم را به گونه‌ای دیگر حل کردم.

 

کتاب سکوت بدرد چه کسانی می‌خورد

گروه اول همه کسانی که شخصیت درون‌گرایی دارند، جدا از اینکه به این مباحث علاقه دارند یا ندارند از تجربه‌های شخصی نویسنده کتاب سکوت استفاده زیادی ببرند.

گروه دوم: تمام کسانی که به مباحث شخصیت‌شناسی خصوصا شخصیت شناسی mbti علاقمند هستند کتاب سکوت پر است از مثال و خاطره و داستان که کمک می‌کند از شخصیت درون‌گرا فهم عمیقی پیدا کنند.

گروه سوم: همه کسانی که ارتباط موثر نقش ویژه‌ای در زندگی آنها دارد. به نظر من کتاب سکوت می‌تواند برای  معلمان، سخنرانان و مدیران کتاب ارزشمندی باشد.

سکوت

 

دنیای ما و ارزشی به نام ایده‌آل برونگرایی!

محتوای این کتاب نشان می‌دهد دیدگاه برتری و سروری برون‌گرایی نسبت به درون‌گرایی مختص ایران نیست و حاصل جو حاکمی است که برون‌گراها- شاید به خاطر بیشتر بودن جمعتی آماری آنها نسبت به درونگراها – بوجود آورده‌اند.

سوزان کین در مقدمه کتاب سکوت می‌گوید:

” فقط کافی است موضوع این کتاب را با دوستان، خانواده و آشنایان خود در میان بگذارید تا

متوجه شویدکه تا چه اندازه افراد، درونگرا بودن خود را بعید می‌دانند . طبیعی است که بسیاری از

درونگراها حتی از خودشان هم پنهان هستند. ما باسیستم ارزشی خاصی زندگی می‌کنیم که من نامش را ایده‌آل برون‌گرا می‌نامم.

باور عموم بر این است که خود ایده آل اجتماعی، گروهی و در بین جمعیت راحت و آرام است، یک فرد برون‌گرا عمل را به تفکر، ریسک پذیری را به محتاط بودن و قاطعیت را به شک داشتن ترجیح می دهد. او سریع تصمیم می گیرد،.

حتی اگر احتمال اشتباه کردنش بالا باشد، در کار تیمی موفق است و در گروههای مختلف به خوبی ارتباط برقرار می کند.

ما دوست داریم فکر کنیم که به فردگرایی اهمیت می دهیم، اما همگی مان بیشتر اوقات یک نوعی فردیت را تحسین می‌کنیم، همان نوعی که به راحتی«خودش را نشان می دهد».

درست است که ما فناوری انزواطلب های خوش ذوقی که کمپانی های خودشان را در گاراژ خانه شان راه اندازی می کنند تا هر شخصیتی را که دوست دارند داشته باشند، می پذیریم، اما آنها استثنا هستند و توجه ما به طور کلی جذب کسانی می شود که دارا و ثروتمند هستند، یا سعی می‌کنند به آنچه می‌خواهند برسند.

درون گرایی، به همراه مشتقاتش چون حساسیت، جدیت، خجالت و کمرویی – در حال حاضر ویژگی یک شخصیت طبقه دومی، جایگاهی میان ناامیدی و آسیب شناسی محسوب می‌شود. درون گراهایی که تحت سیطره ایده‌آل های برون‌گرایی زندگی می‌کنند، مانند زنانی هستند که در دنیای مردانه زندگی می‌کنند و به علت صفتی که در وجودشان نهفته است به چشم نمی‌آیند، برون‌گرایی سبک شخصیتی فوق العاده جذابی است، اما ما این ویژگی را به استانداردی سرکوبگر تبدیل کرده ایم که بیشتر ما حس می‌کنیم باید از آن پیروی کنیم. ”

 

این فیلم سخنرانی سوزان کین در تــد به شما کمک بیشتر با موضوع درونگرایی آشنا شوید

بررسی اجمالی کتاب سکوت

کتاب سکوت سوزان‌کین بعد از مقدمه به چهار بخش تقسیم می‌شود.

 

بخش اول کتاب: برون‌گرایی ایده‌آل

در این بخش خیلی از باورهای عمومی را زیر سوال می‌برد و نشان می‌دهد اتفاقات و آمارها حاکی از آنست که برخی نظرها می‌تواند کاملا برعکس آن چیزی باشد که ما باورشان داریم

از آن جمله می توان به این مورد اشاره کرد که خلاقیت در میان درون‌گراها بیشتر از است از برون‌گراها و ظاهرا تحقیقات این جمله را تایید می‌کند که ” درون‌گراها ترجیح می‌دهند مستقلانه کار کنند و تنهای میتواند کاتالیزور خلاقیت باشد”

استیو ویزیناک، مخترع آمریکایی و همراه استیوجابز در خاطراتش به بچه‌هایی که رویای خلق یک ایده را در سر دارند توصیه می‌کند:

اگر شما در تنهایی و خلوت خودتان کار کنید قادرخواهید بود که  محصولی جدید و فوق‌العاده را خلق کنید و به یاد داشته باشید به تنهایی، نه دریک جمع و نه در یک تیم!

همچنین در تحقیقات به عمل‌ آمده روانشناسان به این نتیجه رسیده‌اند که توفان فکری به صورت انفرادی نتایج بهتری از توفان فکر گروهی خواهد داشت در ابتدا این امر را به درون‌گرایی افراد ارتباط دادن اما با بررسی کیفیت و کمیت ایده‌های حاصله از توفان فکر مشخص شد که هر در توفان فکری گروهی کمیت بیشتر و کیفیت کم می‌شود و در توفان فکری انفرادی این امر برعکس است.

نکته قابل توجه اینست که هر چه تعداد افراد گروه بیشتر می‌شود، عملکرد افراد کاهش می‌یابد زیاد شدن تعداد در گروه‌های توفان فکری به بدتر شدن عملکرد ختم می‌شود.

سوزان کین

بخش دوم کتاب سکوت ، بیولژی شما، خود شما؟

این بخش با خاطره‌ای ترس نویسنده از یک سخنرانی شروع می‌شود که شب قبل به خاطرش نخوابیده بود و در نهایت می‌گوید من به این دلیل داستان ترس بی‌ارزش خود را تعریف کردم که در دل بسیاری از سوال‌های مهم و ضروری‌ام درباره درون‌گرایی نهفته شده بود.

سوزان کین در بخش به خلق و خوی درونگراها می‌پردازد و درقسمت‌هایی نیز توصیه‌های به درون‌گراها دارد. نمونه زیر از جمله‌ی این توصیه‌هاست

” اگر دوست دارید کارها را به آرامی و آهستگی انجام دهید، اجازه ندهید دیگران کاری کنند که شما احساس کنید مجبور هستید به کارتان سرعت دهید. اگر از عمق و ژرفا لذت می برید، خودتان را مجبور نکنید که به دنبال پهناو عرض بروید. اگر از انجام یک کار به جای چند کار در یک زمان لذت می برید به عقیده تان پایبند باشید. به پاداش ها نسبتا بی علاقه بودن، به شما قدرت بی اندازه ای می دهد که راه خودتان را بروید. همه چیز بستگی به شما دارد که از این استقلال به خوبی استفاده کنید.

البته که همیشه خیلی راحت نخواهد بود. در زمان نوشتن این بخش با جک ولش رئیس سابق جنرال الکتریک، مصاحبه کردم. او اخیرا یک ستون آنلاین به نام « برون گرای درونی خود را آزاد کنید »، چاپ کرده بود که در آن از درون‌گراها خواسته بود که در محل کار، بیشتر شبیه برون‌گراها رفتار کنند. من پیشنهاد دادم که گاهی اوقات برون‌گراها هم احتیاج دارند که شبیه درون‌گراها رفتار کنند و در رابطه با ایده‌هایی که شما پیش‌تر خواندید، که چگونه مکمن است وال استریت از داشتن درون‌گراها در اداره ها و کارها سود ببرند. با او صحبت کردم. ولش جذب شده بود اماگفت ” برون‌گراه ها احتمالا خواهند گفت که هرگز از درون‌گراها چیزی نشنیده‌اند”

ولش حرف درستی می‌زد، درون‌گراها نیاز دارندکه به جرئت و شهامتشان اعتماد کنند و ایده‌هایشان را با قدرت و توانایی بالا به اشتراک بگذارند.

این به معنی تقلید کردن از برون‌گراها نیست……”

 

کارت ویزیت

بخش سوم کتاب سکوت ، آیا همه فرهنگ‌ها، برونگرایی ایده‌آل دارند؟

این بخش درون‌گرای و برون‌گرایی را درفرهنگ‌های مختلف بویژه در دو قاره آمریکا و آسیا مورد بررسی قرار می‌دهد و نشان می‌دهد در فرهنگ‌های آسیایی بیشتر به درون‌گرایی اهمیت می‌دهند و در فرهنگ آمریکایی به برون‌گرایی.

تحقیقات که در همین راستا در یک دبیرستان چینی انجام شده بیان می‌کند که آنها دوستان متواضع، صادق، نوع‌دوست و سخت‌کوش را ترجیح می‌دهند، در حالی که دانش آموزان آمریکایی دنبال دوستان شاد، پرشور و اجتماعی هستند.

مایکل هریس باند یک روانشناس اختلافات فرهنگی است که در باره کشور چین مطالعه کرده است. او مینویسد” این تضاد و تفاوت بسیار برجسته و قابل توجه است . آمریکایی‌ها بر معاشرت و اجتماعی بودن تاکید می‌کنند و آن صفات و ویژگی‌هایی راکه باعث روابط و جمع های شاد و خوش می‌شوند تحسین میکنند. چینی‌ها برصفات و ویژگی‌های عمیق از قبیل تمرکز بر روی دستاوردها، تقوا و تواضع تاکید دارند”

درونگرایی و برونگرایی

بخش چهارم کتاب، چگونه دوست بداریم چگونه کار کنیم؟

سوزان کین در این بخش به نحوه‌ی ارتباط برقرار کردن یک برون‌گرا با دنیای اطرافش و دیگر افراد می‌پردازد. سه سر فصل مهم این بخش عبارتند از

  1. چه زمانی باید بیشتر از آنچه هستید خودتان را برون‌گرا نشان دهید؟
  2. چگونه با افرادی که شخصیتی کاملا متفاوت دارند صحبت کنیم؟
  3. چگونه بچه‌هایی آرام را در دنیایی که نمی‌تواند صداشان را بشنود تشویق کنیم؟

او در باره شغلش و انتخابی که می‌باید داشته باشد می‌گوید:

تقریبا یک دهه طول کشید. تا متوجه شدم که وکالت هرگز پروژه شخصی من نبود، حتی به آن نزدیک هم نبود. امروز می‌توانم بی تردید به شما بگویم که چه چیز هایی پروژه‌های شخصی من هستند: همسرم، پسرم، نوشتن و ترویج ارزش‌های این کتاب، زمانی که متوجه این موضوع شام، تصمیم گرفتم تغییر ایجاد کنم. من به سال‌هایی که به عنوان وکیل وال استریت کار کردم و مواقعی که در کشورهای خارجی گذراندم، نگاهی انداختم؛ جذاب بود. هیجان‌انگیز بود و افراد جالب بسیاری را ملاقات کردم که در غیر این صورت امکان آشنایی با آنها وجود نداشت. اما من همیشه یک مهاجر بودم. با گذراندن زمان زیادی برای تغییر شغلم و مشاوره دادن به دیگران، متوجه شدم که سه قدم کلیدی برای شناسایی پروژه های مرکزی شخصی‌تان وجود دارد.

اول؛ فکر کنید، زمانی که بچه بودید، دوست داشتید چه کاری انجام دهید؟

دوم: به کارهایی که به سمت آنها تمایل دارید توجه کنید

سوم : به آنچه دوست دارید و رشک می‌برید توجه کنید.

وکتاب خواندنی سکوت قدرت درونگراها با این عبارات به پایان می‌رسد.

سکوت

هر کسی که هستید، به یاد داشته باشید که آنچه از ظاهر افراد می‌بینید واقعیت نیست. برخی افراد مانند برون‌گراها رفتار می‌کنند، اما تلاش برای چنین رفتاری به قیمت انرژی، اعتبار و حتی سلامت جسمی آنها تمام می‌شود. برخی دیگر تودار یا گوشه گیر به نظر می‌رسند، اما منظر درونی آنها پر از مسائل درام و مختلف است. بنابراین این بار اگر شخصی را با چهره‌ای خونسرد و صدایی ملایم دیدید، به یاد آورید که شاید در ذهنش مشغول حل کردن یک معادله، نوشتن یک نُت با طراحی یک کلاه باشد. به این معنی که او شاید در حال گسترش دادن نیروی سکوت است.